2 - معاطاتى كه از سوى يكطرف اعطاء صورت مىگيرد ولى از طرف ديگر فعلا فقط اخذ است نه اعطاء اين قسم گرچه موضوعا معاطات نيست ولى حكما به معاطات ملحق شد .
3 - كلمهء اعطاء و اخذ ظهور دارند در اعطاء و اخذ يدا بيد ، يعنى دستى مىدهد و دست ديگر مىگيرد . حال ادّعا شده كه اصلا اعطاء و اخذهم [ و لو من طرف واحد ] لازم نيست بلكه مجرّد ايصال و وصول هم كفايت مىكند ، يعنى همين اندازه كه طرف ثمن را به طرف ، ديگر برساند [ ولو به اينكه در مغازهء او بگذارد يا در دخل او بگذارد و . . . ] و مثمن را اخذ كرده و برود هم كافى است . البته با احراز رضايت مالك مثمن از راه قرائن حاليه كه از حال او پيداست كه راضى است .
چند مثال :
الف : قديمتر كه اشخاصى در مكانهاى خاصى آبفروشى مىكردند [ و امروزه به جاى آن كسانى هستند كه قالبهاى يخ را مىفروشند . ] اى چه بسا خود سقّاء و آبفروش ، آنجا نيست و براى كارى رفته ولى در ميان مردم چنين مرسوم شده كه : آب را مىگيرند و مىآشامند و مقدارى فلس [ جمع فلوس ] يعنى پول و اسكناس به اندازه قيمت آب ، در جائى كه سقّا براى آن آماده كرده مىگذارند و مىروند .
ب : در مورد ساير محقّرات [ اشياء ارزانقيمت ] از قبيل سبزيجات و مانند آن [ نان مثلا و . . . ] نيز چنين مىكنند كه پولى را در جاى خاصى از نانوائى گذاشته و نانى را اخذ كرده و مىروند .
ج : وارد حمام شده و استحمام مىنمايند و سپس مقدار اجرت صاحب حمّام را در ميان كوزهاى كه بدين منظور آماده شده مىگذارند و منتظر آمدن حمّامى نمىشوند پس معيار در صحت معاطات ، وصول هر دو عوض [ طرفينى ] يا يكى فعلا [ يكطرفه ] به دست ديگرى است با علم به رضاى مالك اصلى به تصرّف در مال و صدق اعطاء هم لازم نيست . محقّق اردبيلى ره همين نظر را
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٢