تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
حجاج يا ابن نجيح ] در رابطه با بيع ما ليس عنده ، وارد شده است « 1 » راوى مىگويد : از امام عليه السّلام پرسيدم : مردى به من مىگويد : فلان پارچه يا فلان مركب را براى من خريدارى كن ، و سپس آن را به من به فروش ، من فلان مبلغ به تو سود خواهم داد . [ اين چه حكمى دارد ؟ ] امام عليه السّلام فرمود : اشكالى در اين گفتگو نيست ، آن عين را خريدارى كن ، ولى پيش از آنكه از مالك اصلى استيجاب كنى [ اشاره به بيع به طريق استيجاب و ايجاب است . يعنى به مالك اصلى بگوئى : بعنى يعنى از تو مىخواهم كه اين دابّه را به من بفروشى ، مالك اصلى هم مىگويد : بعتك بكذا ، و بدنبال آن ، اشتريت و قبلت گفتن لازم نيست . ] يا خريدارى كنى [ اشاره به بيع به طريق ايجاب و قبول است كه مالك اصلى بگويد : بعتك هذا بكذا ، و تو بگوئى : قبلت هكذا . . . ] [ حال اگر ترديد به او از امام عليه السّلام باشد ، اين فراز دليل بر صحت بيع به نوع استدعاء و ايجاب است ، و اگر از راوى باشد خير دليل آن نيست . ] قوله : فانّ : كيفيت اشعار : امام عليه السّلام فرمود : و لا تواجبه البيع . . . در اين كلام سه احتمال وجود دارد : الف : منظور خصوص ايجاب و قبول قولى باشد اى الالتزام بالبيع به قول باشد . ب : منظور اعمّ از ايجاب بيع قولا و يا به نحو معاطات باشد . ج : منظور خصوص ايجاب و انشاء فعلى و مجرّد اعطاء عين باشد . احتمال ثانى و ثالث مردود است چون اوّلا با ظهور مواجبه و ايجاب و استيجاب نمىسازد ، ثانيا در مورد حديث [ بيع ما ليس عنده ] اصلا معاطات ممكن نيست ، پس مراد از لا تواجبه يعنى انشاء بيع به ايجاب و قبول و به الفاظ ، پس
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 378 ، باب 8 ، حديث 13 .