اينكه هركدام از دو نفر به ديگرى مالى را اعطاء مىكند [ دادن ] و متقابلا از ديگرى مالى را اخذ مىكند [ ستاندن ] پس معاطات ، اعطاء و اخذ طرفينى است ، و كلّ منهما اعطائى و اخذى دارد [ البته صور مختلفى قابل فرض است كه فعلا مدّ نظر نيست .
از قبيل : گاهى اين تعاطى و اعطاء و اخذ طرفينى دقيقا همزمان انجام مىپذيرد . مثل اينكه زيد در آن واحد با دستى كتابى را به بكر مىدهد و با دست ديگر ساعتى را دريافت مىكند . و گاهى در طول هم و مترتّب بر يكديگرند ، يعنى اوّل زيد كتاب را اعطا مىكند ، و بكر آن را اخذ مىكند ، و سپس بكر ساعتى را به زيد مىدهد و زيد آن را مىگيرد .
و گاهى تعاطى فعلى نيست بلكه از يكطرف اعطاء و از طرف ديگر اخذ است و پس از مدّتها از طرف ديگر هم اعطائى صورت مىگيرد . فى المثل در بيع نسيه يا سلف يا قرض فعلا اعطاء و اخذ از يكطرف است ، و سر موعد از طرف ديگر انجام مىپذيرد و . . . ولى قدر مشترك تمام اينها ، اينست كه در همهء اينها قول و صيغه مطرح نيست و تنها عمل خارجى است . ]
[ انواع معاطات در مقام تصور ]
قوله : و هو يتصور : برحسب مقام تصوّر در معاطات يا اعطاء و اخذ فعلى ، چهار صورت متصوّر است :
1 - هريك از متعاطيين فقط به قصد اباحهء تصرّف [ و اينكه ديگرى حق تصرّف در آن مال مأخوذ پيدا كند ، ] مالى را به ديگرى مىدهد ، و هيچكدام قصد تمليك ندارد [ همانند طعامى كه ميزبان به ميهمان تقديم مىكند كه صرفا اباحهء تصرف است نه تمليك . ]
[ و منظور از اباحه در اينجا اباحهء مالكيّه است نه اباحهء شرعيّه ، و بينهما از نسب اربع عموم من وجه است : آنجا كه اباحه مالكيه باشد ولى شرعيه نباشد ،