تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
زمان پيامبر صلى اللّه عليه و إله و حضرت على عليه السّلام فتح شده ، از اراضى مسلمين بوده و ارض خراجى است ، امّا آنهائى كه در زمان خلفاء ثلاث و بنى اميّه و بنى عباس و . . . فتح شده همگى مال امام عليه السّلام است . ] قوله : اقول : مرحوم شيخ انصارى در تكميل سخن شيخ طوسى مىفرمايد : اگر اين اراضى مال امام شد ، از انفال خواهد بود ، و اگر از انفال شد حكم آن را در تنبيه سوّم و اوائل تنبيه هشتم آورديم كه اگر قائل به اختصاص شديم و گفتيم ما يأخذه الجائر من ارض المسلمين يجوز و يحلّ قبضه ، پس ما يأخذه من الانفال ، لا يجوز اخذه ، و اگر قائل به تعميم شديم نتيجه آنست كه : آنچه را جائر از انفال به عنوان خراج مىگيرد ، حكما مثل ما يأخذه از ارض مسلمين است ، يعنى براى ما قبض آن از جائر ، جايز است . قوله : و الظاهر : حال ببينيم كداميك از اراضى با اذن امام عليه السّلام فتح شده ؟ و كدام ارض بدون اذن و رضايت امام عليه السّلام فتح شده است ؟ كدامها واجد شرط ثانى هستند ؟ و كدامها نه ؟ مىفرمايند : امّا ارض عراق [ اگرچه در عصر خليفهء دوّم فتح شده است ] مفتوح بالاذن است و با نظر مساعد امام عليه السّلام فتح شده و ارض مسلمين است . و دليل اين مطلب همان اخبارى است كه قبلا آورديم [ صحيحهء حلبى ، روايت ابى الربيع شامى ، صحيحهء ابن حجّاج و . . . ] كه در اين روايات تصريح شده بود : فهى ملك للمسلمين لمن كان اليوم . . . و از اين تعابير مىفهميم كه : فتح عراق با اذن و امضاء امام بوده و امّا ساير اراضى [ ارض روم ، ايران و . . . ] كه عمدتا در زمان خلافت خليفهء ثانى فتح شده است ، آيا با اذن امام بوده يا خير ؟ مرحوم شيخ در اينجا دو مرحله بحث دارند : الف : در مرحلهء اولى مىكوشند تا با قرائن و شواهد متعدّدى اذن و رضايت
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 505 | على محمدى خراسانى