است ، يعنى مالك مسلمان داشته كه ما نمىشناسيم ، و مجهول المالك حكم خود را دارد و داخل در غنيمت نيست . پس از دخول مصاحف در غنائم مىفهميم كه :
كافر مىتواند مالك مصحف بشود [ بر خلاف مشهور متأخرين ]
قوله : و ارادة : اگر كسى بگويد : شايد مراد شيخ طوسى از مصاحف ، قرآنها نباشد بلكه مراد كتب آسمانى ديگر و . . . باشد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
شيخ اعظم ره مىفرمايد : اين احتمال بعيد است [ زيرا كه كلمهء مصحف براى مجموعهء قرآن موجود عند المسلمين ، علم گرديده و عند الاطلاق ، همين معنى متبادر است ، و غير آن محتاج به قرينه است . پس در مسئله تملك الكافر للمصحف دو رأى پيدا شد :
1 - رأى مشهور عدم تملك است .
2 - رأى شيخ در مبسوط : تملّك است .
( بيع ابعاض قرآن )
قوله : و الظاهر : تا به حال سخن از بيع مصحف يعنى كلّ قرآن بود ، و امّا حكم ابعاض و اجزاء قرآن : آيا بيع يك آيه يا يك سوره يا يك جزء و . . . حكم بيع خود مصحف را دارد ؟
و ملحق به او است ؟ و لا يجوز ؟ يا خير ؟
مرحوم شيخ سه صورت تصوير مىكنند :
1 - اين بعض مستقلّ باشد يعنى در لابلاى كتب و مطالب ديگر نيست بلكه به صورت مجزّا و عليحده و تمام آن كلمات الهى است منتهى چند آيه يا سوره است نه تمام قرآن [ مثل همين حزبها و جزءهائى كه در دسترس است و در مجالس استفاده مىشود يا مثل آيهء و ان يكاد كه نوشته مىشود و مورد معامله است ]