1 - در مقابل واجب عينى تعيينى تعبّدى ، اخذ اجرت حرام است .
2 - در مقابل واجب عينى تعيينى توصلى ، اخذ اجرت حرام است .
3 - در برابر واجب عينى تخييرى توصلى ، اخذ اجرت جايز است بر خصوصيّت فرديّه .
4 - در برابر واجب عينى تخييرى تعبّدى ، شيخ ترديد داشت و به صورت اگر ، رد شد .
5 - در قبال واجب كفائى توصلى ، اخذ اجرت جايز است .
6 - در مقابل واجب كفائى تعبّدى ، اخذ اجرت جايز نيست . . .
قوله : ثم انّه : اين فراز توطئه و زمينهسازى براى طرح اشكال مهمّ است :
مىفرمايند : هنگامى كه ما ادلّهء واجبات كفائيّه را مطالعه مىكنيم ، از آن ادلّه چنين استنباط مىشود كه شارع مقدّس كه فلان عمل را واجب كفائى قرار داده در حقيقت براى آنست كه آن عمل يك حقّى از يك مخلوق ديگر بر گردن مكلّفين است كه بايد حق او را ادا كنند و از عهده برآيند .
فى المثل تجهيز ميّت كه بر زندهها واجب شده در واقع حقّى است كه ميّت بر گردن آنها دارد و بايد زندهها آن حق را به مستحقّ آن اداء كنند .
يا انقاذ غريق يك حقّى است از شخص غريق بر عهد گروه نجات غريق كه بايد حق او را ادا كنند .
معالجهء بيمار و نجات او از مرگ حتمى ، حقّى است از ناحيهء بيمار بر گردن طبيب بايد از عهده برآيند و . . .
اگر اينچنين است بايد گفت : هركس از مكلّفين كه اقدام كند و واجب كفائى مذكور را انجام دهد فى الواقع حقّ آن انسان مستحقّ را تأديه نموده است ، پس حق ندارد نه از همان انسان و نه از ديگر مكلّفين كه بر آنها هم اين عمل واجب
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٢