گاهى عمل عبادى نيابت بردار نيست و بر شخص عامل بالاصالة واجب است در اينجا اخذ اجرت روا نيست .
ولى گاهى عملى است كه نيابتبردار هست ، يعنى در همان مثال نماز بر ميّت فرض كنيم كه ابتداء بر ولى ميت واجب است ولى او حق دارد براى تجهيز ميّت نايب بگيرد ، اگر چنين باشد ما نحن فيه همانند صوم و صلوة استيجارى يا حجّ استنابى مىشود و اخذ اجرت در مقابل نفس نيابت واقع مىشود و سپس عمل را به قصد قربت بجا مىآورد و مانعى هم ندارد .
قوله : لكنّه : و لكن فرض نيابت از موضوع بحث ما خارج است زيرا بحث ما در اخذ اجرت بر واجبات ، راجع به واجباتى است كه اصالة و استقلالا بر خود اجير واجب باشد ، نه در واجبى كه بواسطه نيابت بر انسان واجب مىشود و بالاصالة چنين نيست .
قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه : عمل نيابتى دو گونه است :
1 - عملى كه بالاصالة بر نايب واجب نيست و بالنيابة واجب مىشود مانند صوم و صلوة استيجارى .
2 - عملى كه بر خود اجير و نايب هم واجب است منتهى مشروط به شرطى است ، و ما نحن فيه يعنى نماز بر ميّت چنين است زيرا در قدم اوّل بر ولىّ واجب است و در قدم بعدى اگر ولى اذن داد بر ديگران هم واجب مىشود يا اگر ولىّ نبود و حاكم شرع هم نبود از باب امور حسبيّه بر عدول مؤمنين و يا حتى فسّاق آنان واجب مىشود و خروج چنين نيابتى را از محلّ بحث قبول نداريم ، پس داخل در بحث است پس اجارهبردار است .
خلاصهء نظريّه شيخ اعظم در شش بند :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧١