تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مستشكل مىگويد : چه مانعى دارد كه ما نحن فيه از قبيل داعى بر داعى باشد و دو انگيزهء متفاوت در طول هم مطرح باشد ، به اين صورت كه داعى اصلى و اوّلى و هدف مباشرى از انجام اين عبادت همان اخلاص و تقرّب به خداوند باشد ، و داعى دوّم و مع الواسطهء عامل اين باشد كه مستحق اجرت شود يعنى مثلا بگويد : من نماز را براى تقرب به خداوند انجام مىدهم و اين نماز با اين قصد را مجموعا براى استحقاق اجرت انجام مىدهم . [ و بقول سيّد در حاشيه : در عبادات چيزى بيش از توسط امتثال و اينكه داعى اوّل عباديّت باشد مطرح نيست و لازم نيست كه قصد قربت غاية الغايات هم باشد . ] « 1 » پس هم قربت هست هم اجرت [ هم خدا و هم خرما ] . نظير اينكه انسان عباداتى را قربة الى الله انجام مىدهد مثلا نماز مىخواند ، روزه مىگيرد و . . . خالصا لوجه الله يعنى هدف مباشرى و غايت بلاواسطه و داعى اوّلى همين تقرّب است . ولى مقصد اصلى و غاية الغايات اين عمل عبارتست از يك سلسله مطالب و خواسته‌هاى دنيوى از قبيل اينكه نماز جعفر طيار مىخواند براى اداء دين ، گشايش در زندگى و . . . همانطورى كه در اين موارد امور دنيوى مطرح است ، هكذا در ما نحن فيه هم حق داشته باشد براى عبادت واجب اجير شود منتها به صورت داعى بر داعى ، اين چه اشكال دارد ؟ قوله : قلت : [ از اصل اشكال اين گونه جواب مىدهيم كه بايد عمل عبادى به جميع مراتبش عبادت باشد يعنى غاية الغايات هم فقط و فقط خدا باشد و بس و الّا صحيح نيست . و امّا جواب از تنظير : ] قياس ما نحن فيه به آن موارد مع الفارق است ، زيرا در آن موارد درست است كه دنبال مطالب دنيوى است ولى همان را هم از خدا
هامش
( 1 ) حاشية المكاسب ص 24 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 147 | على محمدى خراسانى