1 - در باب سحر گذشت كه روايت مفصلى را مرحوم طبرسى در احتجاج آورده بود و در پايان آن داشت : و انّ من اكبر السحر النميمة يفرق بها بين المتحابين [ دو دوست ، دو قبيله دو كشور ، زن و شوهر ، پدر و فرزند و . . . ] و بلاشك سحر حرام بود پس نميمه هم حرام است .
2 - در كتاب عقاب الاعمال مرحوم صدوق از نبىّ اكرم صلى اللّه عليه و آله مىخوانيم :
هر كس در راه نمّامى و سخنچينى ميان دو كس گام بردارد خداوند در خانهء قبرش آتشى را بر او مسلّط مىسازد كه او را مىسوزاند ، و وقتى هم كه از قبرش خارج شد و در محشر حضور بهم رسانيد خداوند هيولا و اژدهاى سياهى را بر او مسلّط مىكند كه گوشت بدن او را گاز مىگيرد تا زمانى كه نمّام وارد آتش جهنّم شود . « 1 »
از اين حديث حرمت نمّامى و شدّت و غلظت حكم آن به خوبى پيدا است .
3 - اخبار مستفيضه داريم مبنى بر اينكه : سخنچين وارد بهشت نمىشود . « 2 »
4 - در خصوص فرضى كه مقول عنه كراهت داشت كه سخنان او به مقول فيه برسد ، اگر نمّام اين سخن را رساند مشمول كلّيهء ادلّه غيبت هم مىشود [ ذكرك اخاك بما يكرهه ] و از آن باب حرام مىگردد . و در اين صورت بايد گفت : به دو عنوان حرام مىشود : 1 - غيبت 2 - نمّامى .
و امّا العقل : هر عاقلى مستقلا حكم مىكند به اينكه سخنچينى و فتنه انگيزى قبيح است .
و امّا الاجماع : از مواردى كه بلاشك اجماع المسلمين بر حرمت آن قائم شده همين مورد است .
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه جزء 8 ص 618 باب 164 حديث 6
( 2 ) وسايل الشيعه جزء 8 ص 617 حديث 2 و ص 618 حديث 7 و 8 و 9