مقول عنه و خالد را مقول فيه او بالعكس . و كار بكر را كه نقل قول اين به آن و آن به اين است سخنچينى گويند .
2 - معناى اعمّ : بعضى گفتهاند « 1 » : حقيقت نميمه عبارتست از افشاء سرّ و هتك ستر يعنى فاش كردن سرّ و راز كسى و پردهدرى و پردهبردارى از آنچه كه شخص كراهت داشت كه كشف و آشكار شود .
توضيح اينكه : حدّ نميمه به معناى اعمّ عبارتست از : كشف چيزى كه آشكار كردنش مورد كراهت شخص است مطلقا يعنى اعمّ از اينكه كاره شخص منقول عنه باشد [ كه نمىخواست اين مطلب فاش شود و به طرف برسد ] و چه منقول اليه باشد و چه شخص ثالث باشد ، و باز مطلقا يعنى چه كشف و افشاء امر مكروه به قول و گفتار باشد [ معناى اخص همين بود . ] و چه به غير قول از ابزار ديگر نظير كتابت و رمز و اشاره و . . . باشد .
و باز مطلقا يعنى چه آن شيئ منقول از اعمال و حركات باشد و چه از اقوال [ كه معناى اخص همين نقل قول بود . ] و باز مطلقا يعنى چه آن امر منقول در حق منقول عنه عيب محسوب شود يا عيب نباشد .
2 - و امّا بحث صرفى و لغوى : بعضى از اهل لغت گفتهاند « 2 » : نميمه از مادّهء نمّ الحديث مشتق است و از دو باب آمده : يكى باب قتل يقتل : نمّ ينمّ ، و يكى از باب ضرب يصرب : نمّ ينّم نمّا . و اهل لغت گفتهاند : نمّ الحديث يا نمّ فلان الحديث يعنى سعايت كردن و سعى و كوشش كرد بوسيلهء اين حديث [ و رساندن آن به ديگران ] براى اينكه فتنهاى ايجاد كند و يا خوف و وحشتى بوجود آورد و امنيّت را از طرفين سلب كند و پيوسته شخص احتمال دهد كه شايد از جانب فلانى مورد حمله قرار بگيرد .
هامش
( 1 ) المحجة البيضاء ج 5 ص 277
( 2 ) المصباح المنير ج 2 ص 626 و مجمع البحرين ج 6 ص 180