تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
مىكرده كه حقيقتا از دار و دستهء آنها محسوب مىشده ، يعنى اصلا براى امثال ابى ايّوب و ابى ربيع خريد و فروش مىكرده [ و تعبير به تعامل كه فعل مضارع است و ظهور در استمرار دارد همين معنى را مىرساند . ] در اين صورت ترديدى در حرمت آن نيست . و بحث ما در جايى است كه از اعوان ظلمه بشمار نيايد . و امّا روايت صفوان : از كلماتى كه ميان امام عليه السّلام و صفوان ردّ و بدل شد ، به خوبى استفاده مىشود كه نفس معامله و اجاره دادن شتران ، يك عمل حرامى نيست بلكه دنبال آن مسألهء محبّت بقاء آنان موجب حرمت است ، آن هم اگر كسى سخن‌شناس باشد مىفهمد كه : هر محبت بقايى هم حرام نيست ، محبت بقاء امثال صفوان كه صرفا به منظور رسيدن به شتر و كرايهء آن باشد كه حرمت ندارد آرى آن محبّت بقايى حرام است كه آدمى دوست بدارد كه هارون‌ها بمانند و حكومت آنها پايدار شود و . . . پس باز تعابير امام عليه السّلام حداكثر بر مرجوحيّت معاملهء مذكور دلالت دارد و در مقام مبالغه در اجتناب صادر شده و گرنه دالّ بر تحريم نيست . بلكه هدف هشدارى است كه مبادا حتى در كارهاى كوچك و يك بار و دوبار هم با آنان سر و كار و خلطه و آميزش داشته باشيد و گرنه دلها بطور فطرى و طبيعى جذب كسانى مىشود كه بدانان نيكى كند و مواظب باشيد كه با نيكىهاى ظاهرى امثال هارون گول نخوريد و . . . قوله : و قد تبيّن : از مجموعهء مطالبى كه در مسألهء 22 مطرح شد به اين نتيجه مىرسيم كه اعانت سه صورت دارد : 1 - اعانت ستمگران در جهت ظلم و در كارهاى حرام : اين قسم بلا اشكال حرام است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 575 | على محمدى خراسانى