معادل با كفر به خداوند است ، و نگاه به آنان از روى عمد و اختيار و قصد ، از گناهان كبيرهاى است كه موجب استحقاق آتش دوزخ مىگردد . « 1 »
حال چيزى كه از تمامى اين روايت استفاده مىشود اينست كه : شركت در كارهاى مباح و كمك در اين جهات و ساختمانسازى ، پلسازى ، معامله ، خياطى و . . . براى ظلمه از محرّمات است و حتى در مباحات نيز نبايد به آنان يارى رساند .
قوله : و لكن الانصاف : مرحوم شيخ مىفرمايد : انصاف اينست كه از هيچكدام از روايت مذكور حرمت مجرّد عمل براى ظلمه آن هم بدون اينكه آدمى از اعوان آنها محسوب شود ، استفاده نمىشود و اينك يك يك محاسبه مىكنيم :
امّا روايت اوّل : صدر حديث فرمود : ما احبّ . . . يعنى من دوست ندارم . . .
و اين تعبير ظهور در كراهت دارد و حرمت از آن مستفاد نيست . و امّا ذيل حديث كه اما در مقام تعليل فرمود : انّ اعوان الظلمة . . . اين نيز تعليل حقيقى نيست زيرا پرواضح است كه با يك بار و دوبار انجام كارهاى مذكور در روايت ، آن هم عند الاضطرار و تنگناى معيشتى انسان را از اعوان ظلمه به حساب نمىآورد و عرفا اين عنوان بر او صدق نمىكند ، پس تعليل مذكور براى چيست ؟ اين تعليل در واقع هشدارى است براى نهايت اجتناب و دورى از آنان يعنى حتى اين مقدار هم به آنان نزديك نشويد كه كمكم به دربار آنان كشيده مىشويد و از اعوان آنها محسوب مىشويد ، پس براى مبالغه در دورى ، از ستمگران است .
و امّا روايت دوّم : اينكه امام فرمود : فما حالك اذا نودى بك فى اعوان الظلمة ، يا منظور همان است كه در رابطه با روايت اول گفتيم ، يعنى هدف شدّت دورى و اجتناب است . . . و يا اينكه شايد عذافر بگونهاى با آنان معامله
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 138 حديث 12