دنيوىاند . ] را تعظيم كند [ و در برابر او خم و راست شود . ] و او را دوست بدارد [ امّا نه براى خداوند بلكه صرفا ] به طمع دنيادارى او [ چشم داشتى به مال و منال او دارد . ] خداوند بر او خشم مىگيرد . و او در آخرت با قارون [ كه سمبل سرمايهدارى و زرمدارى است . ] در تابوت اسفل از آتش در جهنّم خواهد بود « 1 » [ خلاصه با امام خود در دنيا كه قارون بود ، در آخرت محشور مىشود كه يوم ندعو كل اناس بامامهم . ]
2 - در روايت نبوى ديگر كه در ضمن حديث مناهى وارده شده مىخوانيم :
هر كسى كه سلطان ستمگرى را ستايش و مدّاحى كند ، يا در برابر او خود را خفيف و كوچك كند ، يا در مقابل او تواضع و فروتنى نمايد ، و اين همه را به طمع و چشم داشت از ستمگر انجام دهد ، چنين كسى همنشين آن طاغوت در جهنم خواهد بود . « 2 »
در پايان مىفرمايد : از تقييدى كه در هر دو حديث بود [ طمعا فى دنياه و . . . ] مىفهميم كه : مدح دو گروه مذكور [ من لا يستحق المدح او يستحق الذّم يا زرمدار و زورمدار ] دو نوع است :
1 - به اميد اينكه به نوايى برسد و طمع در مال و مقام و موقعيّت آنها دارد و براى اين منظور خود را در برابر آنها كوچك مىكند و خدا را رها كرده و به طنابهاى شيطان متمسّك شده است . اين قسم حرام است .
2 - چند جملهاى كه اى چه بسا با توريه همراه است ، از ستمگر مدّاحى مىكند امّا به منظور دفع شرّ او ، چنين مدحى اى چه بسا واجب مىشود چون تقيّه واجب است ، حفظ جان و مال و آبرو لازم است و مهمتر است و اينها بر مدح مذكور منطبق مىشوند و يا مدح مذكور مقدّمهء اينها است و از باب مقدّمهء واجب
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 130 و 131 باب 42 حديث 14
( 2 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 132 و 133 باب 43 حديث اول