تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
1 - نفى خلاف : احدى در مسأله مخالفت نكرده و كهانت را تجويز نكرده است . 2 - اخبار و روايات كه بعضا دليل و بعضا مؤيد هستند : الف : در حديثى كه در كتاب خصال صدوق روايت شده مىخوانيم : هر كس كه كاهنى نمايد [ و اين عمل را شغل و حرفهء خويش قرار دهد ] يا به نفع او كهانت شود [ يعنى كسى كه به كاهن مراجعه مىكند و استخبار و استفهام مىكند و از او نظر مىخواهد ] هر دو از دين پيامبر صلى اللّه عليه و آله بريى و دور شده‌اند « 1 » اين حديث به وضوح دالّ بر حرمت عمل كهانت است . ب : روايتى در باب سحر داشتيم كه فرمود : الكاهن كالساحر . . . و ساحر قطعا در نار بود و سحر حرام بود پس كاهن هم كذلك ، و نيز فرمود : تعلّم نجوم انسان را به كهانت مىكشاند و . . . كه دالّ بر حرمت بود . « 2 » ج : در كتاب مستطرفات السرائر از كتاب مشيخهء حسن بن محبوب از هيثم مىخوانيم : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : ما در جزيره زندگى مىكنيم و نزد ما مردى است كه گاهى مردمان اگر مالى را گم مىكنند ، به سرقت مىرود [ كسى از آنها كشته مىشود و . . . ] به او مراجعه مىكنيم و از او مىپرسيم و ( او را حاكم قرار مىدهيم . ) امام عليه السّلام فرمود : هر كس نزد ساحر يا كاهن يا كذّابى رود و سخنان او را تصديق نمايد پس به كتاب آسمانى خداوند كفر ورزيده است . « 3 » ظاهر اين حديث آنست كه خبر دادن بطور جزمى از حوادث آينده چه از طريق كهانت باشد و يا سحر و . . . حرام است چون امام عليه السّلام خبردهنده از غائبات
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 108 باب 26 حديث 2 ( 2 ) قبلا در باب سحر و جادو گذشت . ( 3 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 109 باب 26 حديث 3