بود كه مردم در تمام امور مشتبهه اعمّ از ارضى و سمايى به كاهن مراجعه مىكردند و پس از بعثت اين معنا منقطع شد و منحصر شد كهانت در خبرهاى ارضى از قتل و سرقت و . . .
[ جمعبندى : آنچه مسلّم است اينكه : كهانت عبارتست از : الاخبار عن الغائبات بدون الاستناد الى الحسّ او النظر فى بعض ما صح اعتباره كبعض الرمل و الجفر .
امّا چند مطلب مورد بحث است :
1 - آيا كهانت مختص به اخبار از حوادث مستقبله است يا شامل اخبار از حوادث ماضيه هم مىشود ؟ تعابير اهل لغت متفاوت بود و از صدر كلام نهاية استفاده شد كه كائنات فى مستقبل الزمان ، ولى از ذيل آن كه عرّاف را معنى كرد عموميّت مستفاد بود و حق اينست كه كهانت غيبگويى است چه از آينده باشد كه پيشگويى است و چه از گذشته باشد كه پسگويى است .
2 - آيا كهانت فقط خبرهايى است كه مع قذف من الشيطان باشد يا اعمّ است ؟ كلمات اهل لغت مختلف بود و از روايت هم دو احتمال استفاده شد و حق اينست كه هر دو است هم با القاء و اخبار جنّى است و هم با مقدّمات و اسباب . . .
3 - آيا كهانت مخصوص خبر دادن از حوادث سمايى است يا ارضى را هم شامل است ؟ ديديم كه در روايت دو احتمال بود ، و كلمات اهل لغت اطلاق دارد و حق اينست كه هر دو از شعب كهانت هستند .
4 - عوامل خبرهاى كاهن از غائبات همان چهار عامل و مانند آن بود كه در حديث بيان شد . ]
قوله : و كيف كان : تا به حال بحث موضوعى بود و امّا بحث حكمى :
كهانت در اسلام حرام است و عمده دليل حرمت دو امر است :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 541
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٤١