7 - شيخ اعظم مىفرمايد : ممكن است براى كبيره بودن كذب به اين آيه شريفه استدلال شود : انّما يفترى الكذب الذين لا يؤمنون بآيات الله و اولئك هم الكاذبون . « 1 » يعنى منحصرا كسانى دروغ مىگويند كه به آيات خدا ايمان نداشته باشند .
[ پس كسى كه دروغ مىگويد مؤمن نيست و آيات الهى را قبول ندارد و كافر به آنها است و لاشك در اينكه اگر مراد كفر اصطلاحى باشد كه قطعا دالّ بر كبيره بودن است و اگر هم مراد كفر عملى باشد باز دليل بر كبيره بودن كذب است . ]
قوله : و لذلك : موارد مذكور نمونههايى از روايات فراوان است كه دليل بر كبيره بودن كذباند ، و ضمنا در اين روايات تفصيل ذكر نشد بلكه بقول مطلق فرمود : كذب از كبائر است .
حال مرحوم شيخ مىفرمايد : بخاطر همين اطلاقات است كه جماعتى از فقهاء از قبيل فاضلين [ محقق اوّل ره « 2 » و علّامهء حلى ره ] « 3 » و مرحوم شهيد ثانى « 4 » كذب را از كبائر شمرده و فرقى نگذاشتهاند ما بين اينكه : بر كذب مفسدهاى [ از قبيل قتل نبى ، وصى ، تفريق زوجين ، فتنه و جنگ و . . . ] مترتب مىشود و يا اصلا داراى مفسدهاى نباشد [ البته صورت مصلحت داشتن مستثنى است كه بعدا خواهد آمد . ] پس اين جماعت نيز با ما همفكر بوده و كذب را مطلقا از كبائر مىدانند .
قوله : و يؤيّده : مويّد اينكه كذب چه داراى مفسده باشد يا نه ، از كبائر مىباشد ، روايتى
هامش
( 1 ) سورهء نحل آيهء 105
( 2 ) در كلمات محقق اين را نيافتيم
( 3 ) القواعد ج 2 ص 236
( 4 ) شرح لمعه ج 3 ص 129