5 - روايت جابر از امام باقر عليه السّلام : به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض شد ميسر چيست ؟ حضرت فرمودند : هرآنچه كه به سبب آن مقامره شود حتى كعاب [ جمع كعب به معناى استخوان مربّع شكل كه بدان نرد بازند . ] و جوز [ گردو ] « 1 »
قوله : و الظاهر : گويا كسى مىگويد : در اين دو حديث 4 و 5 كلمه مقامره بود و ظهور در بازى با آلات معروفهء قمار دارد و به درد مسألهء ما نمىخورد ، شيخ مىفرمايد : با اين عموميّتى كه در هر دو حديث ذكر شده به نظر مىآيد كه مقامره به معناى مطلق مغالبهء دو كس با شرط رهن است [ چه به آلات قمار و چه بدون آن ] پس دليل مسأله ما مىشوند .
قوله : و مع هذه : با وجود اينهمه روايات كه ظهور در تحريم داشت [ از كلمهء نفرت و لعن ملائكه يا از اينكه فرمود : فهو ميسر و . . . ] يا نصّ در حرمت بود [ عبارت :
و ما سوى ذلك قمار حرام . ] ضمنا پشتيبان آنها قضيّهء نفى خلافى بود كه علّامهء بحر العلوم ادّعا كرد و . . . و از همهء اينها حرمت مسابقهء مذكور به وضوح مستفاد بود ، معذلك كلّه بعض از مشايخ معاصرين ما [ يعنى مرحوم صاحب جواهر ] فرمود :
مسألهء حرمت تكليفى اختصاص دارد به فرضى كه مسابقهء با آلات معروفهء قمار باشد چه با عوض چه بىعوض ، و امّا مسابقهء با آلات ديگر [ كه فعلا مورد بحث ما است ] و برد و باخت با اينها ، از نظر وضعى فاسد است ولى تكليفا حرام نيست .
امّا فساد وضعى : چنانچه قبلا اشاره شد ، تصرف در چنين مالى ، اكل مال به باطل است و آن هم شرعا منهى است ، پس برنده مالك رهن نشده و حق تصرف ندارد و گرنه ضامن خواهد بود .
و امّا حرمت تكليفى ندارد و مثل قمار و بازى با آلات معروفه نيست كه
هامش
( 1 ) وسايل ج 12 ص 119 باب 35 حديث 5