او نگهداريد ، بدون رضاى او برداريد و در نتيجه دو حقّ مالى كه به ذمهء مىآيد تساقط مىكنند .
هكذا در حقوق هم تهاتر و تساقط قهرى هست كه هر مؤمنى نسبت به ديگرى به حقوقى مشغول الذّمه است و اگر يكطرف مراعات نكرد ، طرف ديگر هم اهمال كرد ، اشتغال ذمّه هريك با ديگرى تساقط مىكند . و در نتيجه هيچكدام در قيامت حق مطالبه ندارند .
3 - در روايات فراوانى مىخوانيم : شما مىتوانيد حقوق مذكور را در حق بسيارى از مؤمنين ادا نكنيد و تنها تعداد قليل و انگشت شمارى مراعات حقوق مذكور در حق آنها لازم است و به عنوان نمونه روايات ذيل را مىآوريم :
شيخ صدوق [ محمد بن على ره ] در كتاب خصال « 1 » و صدوق اكبر [ على بن بابويه ] در كتاب اخوان « 2 » و ثقة الاسلام كلينى ره در كتاب كافى « 3 » به سندشان از امام باقر عليه السّلام آوردهاند : هنگامى كه حضرت امير عليه السّلام در بصره به سر مىبردند مردى در مجلس حضرت ، از جاى برخاسته روى به حضرت كرده و عرض كرد :
به ما خبر دهيد از اخوان و برادران دينى [ كه اينها كيانند ؟ ] حضرت فرمود :
برادران انسان دو صنف مىباشند :
1 - برادران ثقه و مورد اعتماد .
2 - برادران مكاشرة [ يعنى كسانى كه زبان چرب و نرمى دارند و با خوشرويى و شيرين زبانى با انسان برخورد مىكنند و مخلصم و چاكرم و نوكرم مىگويند ولى دلشان با شما نيست . كاشرهء : اذا تبسّم فى وجهه و انبسط معه . ]
امّا صنف اوّل يعنى اخوان الثقه : اينان همانند كف دست هستند [ يا منظور
هامش
( 1 ) الخصال ج 1 ص 49 باب الاثنين حديث 56
( 2 ) مصادقة الاخوان ص 30 حديث اوّل .
( 3 ) الكافى ج 2 ص 248 حديث 3 .