تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
به نانى نان بده از در برانش * نوازش كن به ياران زبانى به جانى جان بده گر مىتوانى ]
روايت ديگر : روايت عبد الله حلبى از امام صادق عليه السّلام كه مرحوم كلينى در كافى شريف « 1 » آورده است . حضرت عليه السّلام فرمود : صداقت و دوستى و برادرى حدودى دارد كه بدون آن نمىشود ، پس هر آنكس كه همه يا بعضى از حدود مذكور را دارد او را دوست خود بدان و كسى كه هيچ‌يك از حدود دوستى را مراعات نمىكند او را به دوستى نسبت نده و دوست ندان : اوّلين حدّ دوستى آنست كه : ظاهر و باطن دوست براى شما يكى باشد [ و منافقانه برخورد نكند و ظاهرا اظهار دوستى نكند ولى باطنا تيشه به ريشهء شما بزند . ] حدّ دوم : زينت شما را زينت خود بداند و ننگ و عيب شما را ننگ خويش بشمارد . حدّ سوم : وقتى به ولايت [ منصب و مقام مادّى ] و يا مال و سرمايه‌اى رسيد اينها در او تغييرى ايجاد نكند و رابطهء او را با شما عوض نكند . [ بوقلمون صفت نباشد كه رنگ به رنگ است . ] حدّ چهارم : اگر توان انجام كارى براى شما دارد از انجام آن دريغ نورزد . حدّ پنجم : كه جامع و خلاصهء حدود قبلى است اينكه : در يك كلام ، شما را در نكبتها و مصائب و گرفتاريها رها نسازد و خوار نگرداند .
[ دوست آن باشد كه گيرد دست دوست * در پريشان حالى و درماندگى ]
بعضىها در هنگام مكنت مگس صفت دور انسان جمع مىشوند و همين كه
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 639 حديث 6 ، وسايل ج 8 ص 413 باب 13 حديث اوّل