اينست كه ظاهر و باطنشان يكسان و يكرنگ است و يا مراد اينست كه :
همانطورى كه كف دست جاذب خيرات و دافع شرور است . هكذا برادر دينى هم حامى و مدافع و معين او است . ] و مانند بال مىمانند [ كه انسان بوسيلهء آنها پرواز مىكند و به اهدافش مىرسد و اينها بازوهايش را گرفته و بلندش مىكنند و نمىگذارند زمين بخورد . ] و مانند اهل [ منسوبين و عشيره و برادر و پسر عمو و . . . مىمانند ] و مانند مال هستند [ كه وسيلهء گشايش در كارهاى مادّى است . ]
سپس حضرت عليه السّلام فرمودند : هنگامى كه چنين برادر ثقه و قابل اعتمادى يافتى جا دارد كه مالت را براى او بذل كنى ، دست و قدرتت را در جهت كمك به او به كار گيرى ، با هركس كه او دوست و باصفا و خلوص است خالص و دوست صميمى باشى و هركس كه او را دشمن مىدارد دشمن بدارى ، اسرار او را بپوشانى ، [ صندوقچهء اسرار او باشى و دل مؤمن بايد مقبرهء اسرار ديگران باشد كه خيلى چيزها را در آنها دفن كرده و گنجينهء اسرار بوده و آنها را با خود به قبر ببرد . ] عيوب و كاستىهاى او را پنهان كنى ، زيبايى و نيكى را از او اظهار كنى و به ديگران بيان كنى .
هان اى سؤالكننده ! بدان كه اين گونه دوستان و برادران از كبريت احمر [ مادهاى بسيار كمياب ] كمتر و نايابترند .
و امّا صنف دوم يعنى برادران مكاشرهاى : بدان كه از آنها لذّتّت را مىبرى [ در برخوردها و گفتوشنودها و . . . ] پس رابطهات را با نان قطع نكن ولى بيش از لذّت ظاهرى هم از آنان توقعى نداشته باش ، و همانگونه كه آنها با تو ظاهرا خوب برخورد مىكنند و گشادهروى هستند و شيرينزبانى مىكنند تو نيز با آنان همانگونه باش .
[ به قول سعدى :
دلا ياران سه قسمند ار بدانى * زبانىاند و نانىاند و جانى