مطلب ششم : [ چه زماني عقاب غيبت كننده مضاعف مي شود ]
قوله : ثم انه : در غالب موارد غيبتكننده يك عقاب بيشتر ندارد و آن عقاب بر غيبت است ، ولى گاهى عقاب غيبتكننده مضاعف و دو چندان مىگردد و آن در فرضى است كه غيبتكننده در حضور و مواجهه با مغتاب ، از او مدّاحى و ستايش مىكند ، ولى در غيبت او و پشتسرش از او مذمت كرده و كاستىهاى او را بازگو مىكند چنين كسى داراى دو زبان است و عقابش مضاعف است ، البتهاى چه بسا نفس مدح كردن از مؤمنى در حضور او مباح و بلامانع باشد امّا وقتى اين مدح در حضور را به آن ذمّ در غيبت ضميمه مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه او ظاهر و باطنش يكسان نيست و منافق است و لذا دو عقاب دارد يكى براى غيبت و ديگرى براى نفاق . ضمنا نسبت مغتاب با ذولسانين ، عموم من وجه است : گاهى منافق است ولى مغتاب نيست و آن وقتى است كه در حضور مدح و در خفاء سبّ و شتم كند نه غيبت ، و گاهى مغتاب است ولى منافق نيست ، يعنى پشتسر غيبت مىكند و پيشرو هم مدح نمىكند . و گاهى هم منافق است و هم مغتاب يعنى پيشرو مدح و پشتسر غيبت مىكند .
و در روايت مستفيضه « 1 » مىخوانيم : شخصى كه در دنيا داراى دو زبان بود ، در روز قيامت وارد محشر مىشود درحالىكه دو زبان از آتش دارد ، يكى زبان غيبت كه زبان از نار است و ديگرى زبان مدح مؤمن كه به تنهايى مانعى نداشت ولى با انضمام مدح حضورى با مذّمت در غيبت ، نفاق است و لسان باز هم لسان نار است .
حديث ديگر از مجالس شيخ صدوق [ همان امالى كه معروف به مجالس
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 581 باب 143 حديث 1 و 7 و 8 و 9 .