است به قدر متيقن آن قناعت مىشود كه مرثيههاى غير غنائى باشد . ]
مؤيّد سوّم : برحسب روايات فراوان كه بعدا در مسئله بيست و پنجم خواهيم آورد :
نياحت [ ناح ينوح نوحا و نياحة مصدر دوّم ناح مىباشد ] و نوحهسرائى بر ميّت شرعا تجويز شده و اخذ اجرت در مقابل آن هم تجويز شده و به نظر ما نوحهگرى معمولا بدون آهنگ غنائى نيست ، پس لازمهاش اينست كه غناء هم جايز باشد و گرنه ممكن نيست كه احد المتلازمين جايز و ديگرى حرام باشد .
[ جواب ما : اينكه فرموديد : نوحهسرائى بدون غناء ممكن نيست يا غالبا همراه با غناء است . ما قبول نداريم و مىگوئيم : اين صرف ادّعا بوده و الامر بالعكس . ]
مؤيد چهارم : مناط حرمت غناء طرب و رقص و پايكوبى است ، و در واقع طرب حرام است ، و در مراثى و ذكر مصائب كه طربى نيست بلكه صد در صد غم و اندوه و گريه است پس غناء در مراثى حرام نيست . « 1 »
[ جواب ما : طبق اين بيان بايد بگوئيد : غناء در مراثى خروج موضوعى دارد چون موضوع طرب است و در مرثيه طرب نيست ، پس موضوعا خارج است در حالى كه شما طرفدار استثناء و خروج حكمى هستيد . ]
قوله : و انت خبير : مرحوم شيخ مىفرمايد : نه اصل دليل ايشان و نه مؤيّداتى كه مقدّس اردبيلى آورد هيچكدام به درد ايشان نمىخورد و غناء به معناى صوت لهوى را كه ما مىگفتيم تجويز نمىكند .
[ منتها در مقام توضيح ، فقط مؤيّد اوّل مقدّس را ردّ مىكنند و از بقيّهء حرفهاى مقدس جوابى نمىدهند . ولى ما جوابها را دنبال مؤيدات آورديم . ]
هامش
( 1 ) مجمع الفائدة ج 8 ص 61 تا 63 .