كار نبود . ] سپس محقّق اردبيلى چهار مؤيّد ذكر كرده مبنى بر اينكه غناء در مراثى مستثنا است و همهء اين مؤيدات قابل جواب است :
مؤيد اوّل : بدون ترديد گريه بر ائمهء اطهار و لا سيّما سيد الشهداء عليه السّلام و تفجع و ناله زدن امرى است مطلوب و مرغوب فيه ، و داراى ثوابهاى بسيار است [ در روايات مىخوانيم :
عن الرضا عليه السّلام : من تذكّر مصابنا و بكى لما ارتكب بنا كان معنا فى درجتنا يوم القيامة ، و من ذكر بمصابنا فبكى و ابكى لم تبك عينه يوم تبكى العيون ، و من جلس مجلسا يحيى فيه امرنا لم يمت قلبه يوم تموت القلوب . « 1 » ]
و بدون ترديد غناء معين و كمككنندهء بر گريه است پس مقدّمهء يك امر مستحبّ است و اعانت بربرّ است و با اين حساب وجهى ندارد كه ما چنين غنائى را حرام بدانيم .
[ مرحوم شيخ بعدا از اين مؤيّد جواب خواهند داد ، ولى از مؤيدات بعدى مستقلا جواب ندادهاند و ما ذيل هركدام جوابش را بين پرانتز خواهيم داد . ]
مؤيّد دوّم : مسئله غناء در مراثى يا اصل رثاء و مرثيهسرائى از قديم الايّام و از زمان مشايخ ثلاثه [ كلينى - صدوق - شيخ طوسى ] تا زمان ما در بلاد اسلامى و شيعى مرسوم و متعارف بوده و احدى آن را انكار نكرده پس سيرهء مستمرّه بر اين امر قائم است و همين كافى است براى اثبات جواز .
[ جواب ما : اگر منظورتان اينست كه : غناء در مراثى از زمان مشايخ مرسوم بوده ما اصل سيره را قبول نداريم ، ضمن اينكه نوع سيرهها اگر هم باشد از بىمبالاتى عموم مردم ناشى مىشود و ارزشى ندارد .
و اگر منظورتان اينست كه اصل مرثيهسرائى از قديم مرسوم بوده ، ما هم قبول داريم ولى دلالت ندارد كه غناء هم در آن وجود داشته و چون سيره مجمل
هامش
( 1 ) بحار الانوار ج 44 ص 278 حديث اوّل .