و تجويز بلكه مدح شده است و ايندو متعارضند .
ولى مرحوم شيخ مىفرمايد : اگر در خود لسان و تعبير دو حديث دقّت كنيد خواهيد ديد كه تناقضى نيست . زيرا در اوّلى كه ترجيع مذمت شده مراد ترجيع غنائى است و لذا بدنبالش فرمود : ترجيع الغناء يعنى اين نوع از ترجيع حرام است نه مطلق الترجيع .
و در دوّمى كه ترجيع مدح شده مراد از ترجيع ، مطلق صوت حسن است و شاهدش دنبالهء حديث است كه انّ الله يحبّ الصوت الحسن پس ترجيع و صوت حسن مادامى كه غنائى نشده مشمول حديث دوّم است و وقتى غنائى شد مشمول حديث اوّل است .
و اينكه در حديث دوّم امر به ترجيع شدهايم براى آنست كه فرق باشد ميان خواندن قرآن با خواندن ساير كتب كه در مقام مقابله و نسخهبردارى و تصحيح يكى نسخه را مىخواند و ديگرى از نسخهء ديگر نگاه مىكند .
و در كتاب شمس العلوم [ شمس العلوم و دواء كلام العرب من الكلوم ، كتابى است در لغت كه بقولى 18 جزء و بقولى 8 جزء است و تأليف نشوان بن سعيد ابن نشوان يمنى حميرى متوفاى سال 573 مىباشد « 1 » ] مىخوانيم :
ترجيع به معناى ترديد صوت يعنى مردّد كردن آن در راه گلو و حنجره است كه لحظهاى رها مىكند و لحظهاى نگه مىدارد و حالت چهچه زدن بوجود مىآيد . . . كه محلّ شاهد همين معنا است پس ترجيع خصوص صوت غنائى نيست بلكه ترديد صوت است كه گاهى غنائى است و گاهى خير .
قوله : و بالجمله : دو روايت نبوى صلى اللّه عليه و آله در رابطه با ترجيع منافاتى باهم نداشتند چه اينكه اين دو روايت و امثال آن كه دالّ بر جواز قرائت و ترجيع بود و به اطلاقها غنائى را
هامش
( 1 ) الذريعة ج 14 ص 224 .