تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
است كه در نقل محقّق دو مثال آمده ولى ما هر سه را بيان مىكنيم : الف : در باب نماز جماعت فرموده : اگر كسى اقتداء به امام معيّنى را [ كه با اشاره ذهنى يا عينى حاصل مىشود ] نيّت كند بنابر اينكه زيد باشد [ يعنى بگويد : اقتدا مىكنم به اين امام جماعت حاضر كه زيد است يا بنابر اينكه زيد باشد ] بعد در اثناء يا آخر نماز معلوم شود كه امام حاضر زيد نيست بلكه عمرو است ، آيا نماز جماعت او صحيح است يا خير ؟ شهيد فرموده : فى الحكم نظر ، يعنى دو وجه و دو احتمال در كار است . ب : در باب طلاق كسى زوجه‌اش را مىخواهد طلاق دهد و در مقام طلاق مىگويد : زوجتى هذه زينب طالق ، بعد معلوم مىشود كه زوجهء حاضر و مشار اليها زينب نيست و هند است آيا طلاق صحيح است يا باطل ؟ باز فى الحكم نظر ، ج : در باب تجارت اگر كسى بگويد : بعتك هذا الفرس كه اشاره مىكند به موجود معين خارجى و او را به عنوان فرسيّت معنون مىسازد ، از قضا بعدا معلوم شد كه فرس نبوده بلكه حمار است ، آيا اين معامله صحيح است يا فاسد ؟ باز فيه نظر ، و امّا ضابطه : منشأ تردّد و وجه نظر اينست كه در تمام اين موارد دو جهت در كار است : الف : اشاره به شيئى معيّن خارجى ، معنون به هر عنوانى كه باشد . ب : عنوان و وصف خاصّ كه زيد - زينب - فرس باشد . آنگاه اگر جانب اشاره را غلبه دهيم و به عنوان و وصف اعتنا نكنيم بايد بگوئيم : در هر سه مثال عمل صحيح است يعنى اقتدا - طلاق - بيع ، صحيح است . چون اشاره شده به شيئى معيّنى و مشار اليه معينى هم موجود است و داراى ماليت و . . . نيز هست . ولى اگر جانب وصف و عنوان را غلبه داده و آن را اصل بگيريم ، بايد گفت : اعمال مذكور باطل است چون من به عنوان زيد اقتدا كردم و حالا معلوم شد كه