كردن گندم يا برنج ردّى در داخل گندم يا برنج جيّد .
2 - مخفى كردن چيزى كه مراد و مقصود از بيع نيست در چيزى كه مراد از بيع است مثل داخل كردن مقدارى آب [ غير مقصود ] در مقدارى شير [ مقصود ] .
3 - اظهار يك صفت جيّد و نيكى كه در واقع آن كالا ندارد نام اين قسم تدليس است و سابقا در باب تدليس ماشطه به گوشههائى از آن اشاره شد .
4 - اظهار و وانمود كردن چيزى را بر خلاف جنس خودش ، فى المثل درهم و دينار مموّه يعنى قلابّى را كه ظاهرش طلا يا نقره و باطنش مسّ يا فلز ديگر است اين گونه وانمود كند كه طلاى خالص يا نقرهء ناب است و به مشترى قالب كند .
تمامى اينها غشّ است و حرام و قسم پنجمى دارد كه بعدا خواهيم آورد .
قوله : ثم انّ فى جامع المقاصد : مطلب سوّم در باب غشّ يا حكم وضعى چنين معاملهاى : تا به حال از نظر حكم تكليفى بررسى مىكرديم و امّا از نظر حكم وضعى :
مواردى كه غش در معامله حرام نباشد طبعا معامله باطل هم نيست ولى مواردى كه حرام شد آيا معاملهء كذائى باطل هم هست يا صحيح است ؟ در اين رابطه سه نظريه مطرح است :
1 - نظريّهء محقق ثانى : وى در حقيقت توقّفى است يعنى مرددّ است بين حكم به صحت و حكم به فساد .
بيان ذلك : ايشان در كتاب جامع المقاصد « 1 » ابتدا مسئلهء غشّ به ما يخفى [ يعنى خيانت و مزج به چيزى كه از ديد مشترى پنهان است و باصطلاح عيبى كه خفّى است هم شأنا و هم فعلا ] را عنوان كرده ، و سپس به مسئلهء ممزوج كردن آب و شير مثال آورده ، سپس براى صحت و فساد چنين معاملهاى دو وجه ذكر كرده است :
هامش
( 1 ) جامع المقاصد ج 4 ص 25