امام فرمود : براى من طنفسهاى [ بقول سيد در حاشيه ص 21 : و فى بعض النسخ قطيفه و فى القاموس الطنفسة مثلثة الطاء و الفاء و بكسر الطاء و فتح الفاء و العكس . . . ]
[ يعنى پلاسى كه روى اسب مىاندازند ] از شام هديه آوردند كه در آن تماثيل پرنده بود . و من فرمان دادم و رأس اين پرنده تغيير داده شد و مانند هيئت درختى شد . « 1 »
كيفيت استدلال : از اينكه امام فرمود : فامرت به و مادّه امر به كار برد اين مادّه ظهور در وجوب دارد يعنى حتما بايد تغيير داده شود و تغيير واجب و ابقاء حرام است . و هو المطلوب .
قوله : و فى الجميع : مرحوم شيخ پس از نقل تمامى وجوه تسعة بر حرمت اقتناء صور ، از مجموعهء اينها دو جواب مىدهند و آنها را ردّ مىكنند .
جواب اوّل : يكيك اين وجوه مورد نظر و تأمّل و قابل مناقشه است و هيچكدام تامّ الدلالة نيست .
امّا وجه النظر در دليل اوّل : آنچه كه دليل داريم و تحريم شده است همان ايجاد صور و ساختن آنها است و امّا وجود آنها [ استدامة و پس از ساختن و خلاصه ابقاء آنها ] مبغوض نيست و دليلى بر مبغوضيت آن نرسيده و تا رفع و نابود كردن آن واجب باشد . و اينكه گفتيد : ملازمهء عرفيه است بين مبغوضيت ايجاد با مبغوضيت وجود . ما اين را قبول نداريم و ميگوئيم كليت ندارد ، گاهى در بعض موارد به دلائل خاصى ملازمه وجود دارد مانند باب تنجيس مسجد كه روايات مىگويد : ادخال نجاست در مسجد و احداث نجاست در آن حرام است به مناط اينكه حفظ حرمت آن لازم است .
هامش
( 1 ) مكارم الاخلاق ص 132 ، و وسائل الشيعه ج 3 ص 565 باب 4 حديث 7 .