پس تصاوير ، هرگونه دخل و تصرفى و تقلبى از جمله امساك و نگهدارى آنها حرام است « نتيجه » و مطلوب مستدل هم همين است .
دليل چهارم : يك حديث نبوى ( ص ) است : اين روايت دو فراز دارد :
1 - لا تدع صورة الّا محوتها ، يعنى هيچ صورتى را به حال خود وامگذار و رها نكن و آن را ابقاء ننما مگر اينكه محو و نابودش كنى ، پس به حكم نهى مذكور ابقاء ، حرام و محو و اعدام واجب است . و هو المطلوب .
2 - و لا كلبا الّا قتلته : يعنى هيچ كلبى را هم ابقاء مكن مگر اينكه آن را بكشى ، « 1 » حال ما باشيم و ظاهر اين فراز بايد گفت كه كلبا نكرهء در سياق نهى است و مفيد عموم مىباشد و منظور اينست كه : كليّهء كلاب واجب القتل و محرّم الابقاء هستند ، در حالى كه سابقا در مبحث بيع كلاب تفصيلا بيان شد كه كلب صيد و ساير كلاب محترمه يعنى ماشيه و زرع و بستان ، بيع و شراء آنها جايز و قهرا ابقاء نيز جايز خواهد بود و فوقش كراهت داشته باشد كه آن هم معلوم نيست يا معلوم العدم است ، آنگاه به قرينهء وحدت سياق بايد گفت : پس در لا تدع صورة هم حمل بر كراهت مىشود نظير اغتسل للجمعة و للجنابة و در نتيجه مدّعاى مستدل را ثابت نمىكند .
و لذا مستدلّ مىگويد : ما ظاهر لا تدع را در حرمت حفظ كنيم و از ظهور كلبا در عموم رفع يد مىكنيم و آن را بر خصوص كلب هراش موذى [ يعنى سگهاى ولگردى كه هار شده و موجب اذيّت و آزار ديگران است ، و به اين و آن حمله مىكند ] حمل مىكنيم و مىگوئيم : منظور اينگونه كلاب است كه چون موذى هستند ، قتلشان واجب [ اقتل الموذى قبل ان يوذى ] و ابقاء آنها حرام است . و در نتيجه فراز قبلى هم به ظهور نهى در حرمت باقى مىماند .
دليل پنجم : روايتى كه در كتاب قرب الاسناد به سند مؤلف از جناب على بن
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 3 ص 562 ، باب سوّم از ابواب مساكن حديث 8