1 - سؤال از اصل عمل و ساختن تصاوير باشد و كارى به اقتناء ندارد .
2 - سؤال از اقتناء و نگهدارى تصاوير و تماثيل باشد و كارى به عمل ندارد .
3 - سؤال از هردو باشد هم از صنعة التصاوير و هم از اقتناء آنها .
حال استدلال به حديث مذكور بنابراينست كه ما احتمال ثانى يا ثالث را بگيريم و بلكه احتمال ثانى را و بگوئيم : مسئلهء ايجاد و صنعت تصاوير مسألهاى است خاص به يك صنف كه هنرمندان و نقّاشان و مجسمهسازان باشد و مبتلا به ديگران نيست .
ولى مسئلهء نگهدارى و خريد و فروش تماثيل ، مسألهاى است عام البلوى و مورد ابتلاء عموم ، حال به همين قرينه بگوئيم : سائل از حكم مسألهاى كه اى چه بسا خود هم مبتلا به آن بوده [ نگهدارى تصاوير ] سئوال كرده نه از مسئله ساختن آن ، و اطلاق سؤال انصراف به اين فرض دارد .
تنظير : اگر در عرف ، كسى به شما بگويد : سئلته عن الخمر ، فاجاب بالحرمة ، يعنى از فلانى راجع به خمر [ معين نكرده كه ساختن آن يا نوشيدنش ] پرسيدم ، و او در جواب گفت : حرام است ، يا از فلانى راجع به عصير عنبى پرسيدم . و او در جواب گفت : حلال و مباح است .
آيا از اين تعابير و سئوال و جوابها چه چيز متبادر است ؟ بلااشكال ذهن عرف به شرب خمر و عصير كه مسألهاى عام البلوى است منصرف مىشود نه به ساختن آنها ، ما نحن فيه هم من هذا القبيل ، و بلكه اى چهبسا ما نحن فيه از جهتى اولويت داشته باشد كه سؤال و جواب به اقتناء و نگهدارى حمل و منصرف شود چرا كه خمر و عصير همانطورى كه شربش عام البلوى است همچنين ساختن آن هم در دسترس عموم و مورد ابتلاء همگان است ولى بر خلاف صنعت تماثيل كه ظرائفى دارد و ذوقى مىطلبد كه همگان آن را ندارند [ الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه ] و لذا بطريق اولى بر نگهدارى حمل مىشود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥١٥