قوله : و امّا ما تقدم : گويا كسى مىگويد : در آن روايتى كه در مذمت اتباع بنى اميه وارد شده بود امام ( ع ) اين اتباع را مذمت كرد بر انجام كارهائى [ جمع صدقات و . . . ] كه اگر ترك مىكردند سلب حق نمىشد پس اينان بر اين كارها مذمومند . و بر ترك دفع منكر مذمت شدهاند و ظاهرش اينست كه مطلقا مذمومند ، على سبيل الاستقلال مذمومند چه ديگران باشند و جاى آنها را بگيرند يا نه .
چه مانعى دارد كه ما نحن فيه هم اينچنين باشد ؟
مرحوم شيخ ره مىفرمايد : آنچه در آن روايت آمده از ما نحن فيه اجنبى است زيرا كه بحث ما در باب دفع منكر و معصيت و يا اعانت بر اثم است و مورد روايت مذمت بر اعانت بر اثم نيست بلكه بر اعانت بر ظلم است و اينكه اينان از اعوان ظلمه هستند و اين عنوان يك عنوان مستقلى است كه ربطى به ما نحن فيه ندارد و به زودى در مسئله 22 از سرى مسائل نوع چهارم خواهد آمد كه اعانت ظالم بر ظلمش و از اعوان ظلمه بودن مطلقا و على كل واحد مستقلا حرام است چه ديگر جاى او را بگيرد يا نه ، بداند كه اگر او كمك نكند ديگرى خواهد كرد يا نه .
اصولا در اين عنوان اعانت ظالم بر اثم و معصيت هم مطرح نيست ، بلكه حتى در كارهاى مباح و جايز هم معين الظلمه بودن ممنوع است از قبيل خياطت ثوب ، اجاره دادن شتران به ظالم ولو در مسير حجّ و . . .
و اگر در اين كارها اعانت حرام باشد پس در امور مذكوره در روايت از قبيل جمعآورى صدقات و شركت در جمعه و جماعات طواغيت و ظلمه ، و امور غير مذكوره در روايت از قبيل ملازم و ملتزم ركاب بودن ، حسابگر و منشى و كاتب آنها بودن و . . . كه موجب تقويت شوكت و قدرتمندى آنها و تقويت بنيههاى حكومتى آنها مىشود بطريق اولى حرام خواهد بود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٩