من حيث المجموع و به هيئت اجتماعيّه يك حكم دارند و مطلوب مولى يك امر وحدانى است كه از كلّ بما هو كل درخواسته شده بگونهاى كه هريك ، جزء آن مجموعه بوده و استقلالى ندارد .
مثلا سنگ بزرگى داريم كه حداقل ده نفر مجتمعا و متفقا قادر به حمل و بلند كردن آن هستند حال مولى امر مىكند به اينكه : بر شما واجب است اين سنگ را حمل كنيد در اينجا اگر نه نفر ديگر اعلان آمادگى كردند بر من هم كه نفر دهم هستم آمادگى و شركت در حملونقل واجب مىشود ولى اگر برخى از آن جماعت نيامدند و به هر دليلى در حمل شركت نكردند از من هم ساقط مىشود و اقدام من بهتنهائى لغو و بىفايده است و غرض مولى را تأمين نمىكند .
آنگاه در چنين فرضى اگر من يقين دارم كه بقيّهء اعضاء با من همراهى و همكارى نكرده و به حمل اين سنگ قيام و اقدام نمىكنند ، طبعا اقدام من شخص لغو بوده و بر من هم واجب نخواهد بود و مخالفت آن حرام نخواهد بود .
حال كه اين دو قسم روشن شد مىگوئيم : ما نحن فيه من هذا القبيل .
بيان ذلك : مطلوب مولى عدم تحقق معصيت از مشترى انگور است ، و اين مطلوب متوقف است بر اينكه همهء بايعان و صاحبان انگور دست به اعتصاب زده و با اين مشترى معامله نكنند و مجموعهء تروك بيع ، روى هم رفته علت تامهء عدم تحقق معصيت است .
آنگاه اگر من شخصى يقين دارم كه مثلا 99 نفر ديگر نخواهند فروخت بر من هم ترك بيع واجب است ولى اگر يقين دارم كه چه من ترك بكنم يا نه ، ديگرى خواهد فروخت و در نتيجه معصيت محقق خواهد شد در اين صورت بر من واجب نيست كه از باب دفع منكر ترك بيع كنم ، چون قدرت بر ردع منكر ندارم و احتمال تأثير نمىدهم و ترك بيع من لغو است و در نتيجه واجب هم نخواهد بود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 398
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٨