گفت : رهايش كنيد ، و اسبى به او بدهيد تا بر آن سوار شود و راه را نيز به او نشان دهيد تا به خانهاش برود . ( پايان داستان )
سيّد بزرگوار جناب علىّ بن طاووس رحمه الله در آخر كتاب « مهج الدعوات » آورده است : از جملهء آنها ، جريانى است كه دوست و برادر عزيزم جناب محمّد بن محمّد بن قاضى آوى - كه خداى بزرگ بر خوشبختىاش بيفزايد و عاقبت به خيرش كند - برايم بازگو كرد و جريان شگفت و بىنظيرى در آن مورد گفت .
جريان از اين قرار است : حادثهاى براى ايشان پيش آمده بود ، تا آنكه اين دعا را ديد كه در برگهايى نوشته شده است و در كتابش قرار گرفته است ( با اين كه اين كاغذها را او در كتابش نگذاشته بود ) . از روى آن برگها نسخهبردارى كرد و پس از بازنويسى ، نسخهء اصلى كه يافته بود گم شد .
ايشان در ادامه ، دعا را بيان كرده و نسخهء ديگرى از طريقى ديگر نيز ذكر كرده است كه با اين نسخه تفاوت دارد . « 1 »
8 - دعاى عبرات « 2 »
ما ، در اين جا « دعاى عبرات » را از كتاب « بلد الأمين » مرحوم كفعمى اعلى اللَّه مقامه نقل مىكنيم ، ايشان فرموده است :
اين ، دعايى بزرگ و با ارزش است كه از امام قائم
صلوات اللَّه عليه روايت شده است
و در امور مهمّ و مشكلات بزرگ خوانده مىشود ؛ اين دعا را « دعاى عبرات » ناميدهاند .
( و دعا اين است : )
هامش
( 1 ) . جنّة المأوى : 221 .
( 2 ) . از علّامهء حلّى رحمه الله نقل كرديم كه دعاى عبرات مربوط به مولاىمان حضرت امام صادق عليه السلام است و امام عصر صلوات اللَّه عليه به سيّد رضى الدين آوى رحمه الله دستور قرائت آن را داد . البتّه برخى از بزرگان گمان كردهاند كه اين دعا را از ابتدا ، حضرت مهدى ارواحنا فداه فرمودهاند .