تَوَلَّني بِحَسَدِهِ ، وَسَلَقَني بِحَدِّ لِسانِهِ ، وَوَخَزَني بِقَرْفِ عَيْبِهِ ،
بدانديشى كه با حسادت مرا گرفتار كرد ، و به تندى زبانش مرا آزرده ساخت ، و با عيبنهادنش مرا به درد آورد ،
وَجَعَلَ عِرْضي غَرَضاً لِمَراميهِ ، وَقَلَّدَني خِلالًا لَمْ تَزَلْ فيهِ
و آبرويم را مورد هدف خود قرار داد ، و قلّادهاى به گردنم افكنده است كه همواره تو
كَفَيْتَني أَمْرَهُ . أَللَّهُمَّ وَكَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ ، وَعُدْمِ إِمْلاقٍ
امر او را بر من كفايت نمودى . بار الها ؛ چه خوشگمانىهايى كه تاكنون به تو داشتم و آنها به وقوع پيوست ، و چه بسيار تنگدستى
ضَرَّني جَبَرْتَ وَأَوْسَعْتَ ، وَمِنْ صَرْعَةٍ أَقَمْتَ ، وَمِنْ كُرْبَةٍ
كه به من زيان زد و تو جبران كردى و توانگرى بخشيدى ، و چه بسيار كه بر زمين افتادم و سقوط كردم و تو مرا برپا كردى ، و چه بسيار
نَفَّسْتَ ، وَمِنْ مَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ ، وَمِنْ نِعْمَةٍ خَوَّلْتَ ، لاتُسْأَلُ عَمَّا
حادثههاى اندوهبارى كه از آن رهايى بخشيدى ، و چه بيچارگىهايى كه از بين بردى ، و چه نعمتهايى كه ارزانى داشتى ؛ در مورد آن چه
تَفْعَلُ ، وَلا بِما أَعْطَيْتَ تَبْخَلُ ، وَلَقَدْ سُئِلْتَ فَبَذَلْتَ ، وَلَمْ تُسْئَلْ
انجام مىدهى از تو پرس و جو نمىشود ، در عطايت بخل نمىورزى ؛ همانا ، از تو درخواست شد و بلافاصله بخشيدى ، و چيزهايى را كه درخواست
فَابْتَدَأْتَ وَاسْتُميحَ فَضْلُكَ فَما أَكْدَيْتَ ، أَبْيَتَ إِلّا إِنْعاماً وَامْتِناناً
نشد پيش از درخواست تو احسان كردى ، از تو بخشش و بزرگوارى درخواست شد و تو دريغ نورزيدى ؛ و نخواستهاى كه جز نعمتبخشيدن و منّت
وَتَطَوُّلًا ، وَأَبْيَتُ إِلّا تَقَحُّماً عَلى مَعاصيكَ ، وَانْتِهاكاً لِحُرُماتِكَ ،
نهادن و بهرهمند ساختن ، كار ديگرى بكنى ؛ در مقابل - چنان كه از اعمالم پيداست - من نيز سرباز زدم جز مرتكبشدن گناهان و هتك حرمت
وَتَعَدِّياً لِحُدُودِكَ ، وَغَفْلَةً عَنْ وَعيدِكَ ، وَطاعَةً لِعَدُوّي وَعَدُوِّكَ ،
نسبت به تو و تجاوز و گذشتن از مرزها و حدودت ، و بىتوجّهى نسبت به وعدههاى عذابت و فرمانبردارى از دشمن مشترك من و خودت
لَمْ تَمْتَنِعْ عَنْ إِتْمامِ إِحْسانِكَ ، وَتَتابُعِ امْتِنانِكَ ، وَلَمْ يَحْجُزْني
كارى انجام ندادم ؛ تو نيز با اين وجود دست از كاملكردن نعمت و پى در پى فرستادن خوبىها و منّت نهادنهايت ، برنداشتهاى ؛ ليكن اينها نيز
ذلِكَ عَنِ ارْتِكابِ مَساخِطِكَ . أَللَّهُمَّ فَهذا مَقامُ الْمُعْتَرِفِ لَكَ
باعث بازداشتن من از انجام گناهان و دست برداشتن از خشم تو نشد ؛ بار خدايا ؛ اين جايگه ، جايگاه كسى است كه دارد اعتراف
بِالتَّقْصيرِ عَنْ أَدآءِ حَقِّكَ ، الشَّاهِدِ عَلى نَفْسِهِ بِسُبُوغِ نِعْمَتِكَ ،
مىكند در اداى حقّ تو كوتاهى كرده است ؛ خودش گواهى بر ضدّ خودش مىدهد كه نعمت تو كامل
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 488
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٨٨