تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
خَيْرُكَ لي شامِلٌ ، وَفَضْلُكَ عَلَيَّ مُتَواتِرٌ ، وَنِعَمُكَ عِنْدي مُتَّصِلَةٌ ، نيكى و خيرت مرا در برگرفته ، و فضل و احسانت يكى پس از ديگرى به من رسيده ، و نعمت‌هايت پيوسته و بدون لحظه‌اى درنگ در اختيار من قرار سَوابِغُ لَمْ تُحَقِّقْ حِذاري ، بَلْ صَدَّقْتَ رَجآئي ، وَصاحَبْتَ گرفته است . نعمت فراوانى كه محقّق نساختى برحذر شدنم ( نااميديم ) را ، بلكه اميدم را صادق قرار دادى ؛ و در سفرها همراهىام أَسْفاري ، وَأَكْرَمْتَ أَحْضاري ، وَشَفَيْتَ أَمْراضي ، وَعافَيْتَ كرده‌اى ، و در زمان حضور در وطنم نيز مرا بزرگ داشتى ، بيمارىهايم را شفا بخشيدى و درد و أَوْصابي ، وَأَحْسَنْتَ مُنْقَلَبي وَمَثْوايَ ، وَلَمْ تُشْمِتْ بي أَعْدآئي ، الم مرا عافيت بخشيدى و نيكو گرداندى حال حركتم را و آرام گرفتنم را ، و مرا مورد شماتت و سرزنش دشمنانم قرار ندادى ؛ وَرَمَيْتَ مَنْ رَماني ، وَكَفَيْتَني شَرَّ مَنْ عاداني . أَللَّهُمَّ كَمْ مِنْ هر كس مرا هدف گرفت تو نيز او را هدف تير انتقام خود قرار دادى ، و در نهايت از شرّ و بدى تمام كسانى كه با من دشمنى كردند مرا كفايت كردى . عَدُوٍّ انْتَضى عَلَيَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ ، وَشَحَذَ لِقَتْلي ظُبَةَ مُدْيَتِهِ ، بارالها ؛ چه بسيار دشمنانى داشتم كه شمشير كينه و دشمنىاش را بر روى من كشيد ، و نوك نيزه‌اش را براى كشتن من تيز كرد ، وَأَرْهَفَ لي شَبا حَدِّهِ ، وَدافَ لي قَواتِلَ سُمُومِهِ ، وَسَدَّدَ لي و تيزى لبه شمشيرش را براى من آماده كرد ، و كشنده‌ترين زهرهايش را برايم مهيّا ساخته ، و صَوآئِبَ سِهامِهِ ، وَأَضْمَرَ أَنْ يَسُومَنِي الْمَكْرُوهَ ، وَيُجَرِّعَني تيرهاى دقيقش را بر من نشانه گرفت ، و در دل نهان داشته بود كه مرا گرفتار ناخوشىها و ناملايمات كند ، و تلخىها را جرعه جرعه ذُعافَ مَرارَتِهِ ، فَنَظَرْتَ يا إِلهي إِلى ضَعْفي عَنِ احْتِمالِ به كام من كند ؛ ليكن ، اى خداى من ؛ به ناتوانى و ضعف من در برابر تحمّل الْفَوادِحِ ، وَعَجْزي عَنِ الْإِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَني بِمُحارَبَتِهِ ، مشكلات ، و عجز و بيچارگىام و عدم توانم براى پيروزى در برابر كسى كه به قصد جنگ با من آمد ، وَوَحْدَتي في كَثيرِ مَنْ ناواني ، وَأَرْصَدَ لي فيما لَمْ أَعْمَلْ و تنهايىام در ميان آن همه دشمن قسم‌خورده كه در خيال ستيز با من بودند ، و چنان در كمين من بودند كه حتّى فكر نمىكردم فِكْري فِي الْإِنْتِصارِ مِنْ مِثْلِهِ . فَأَيَّدْتَني يا رَبِّ بِعَوْنِكَ ، بتوانم در مقابل‌شان در چنان مواردى پيروز و كامياب شوم ؛ نگريستى ، و با كمك خودت مرا تأييد و كمك كردى ،