تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
وَشَدَدْتَ أَيْدي بِنَصْرِكَ ، ثُمَّ فَلَلْتَ لي حَدَّهُ ، وَصَيَّرْتَهُ بَعْدَ جَمْعِ و با ياريت دستانم را نيرومند ساختى ؛ آن گاه ، تيزى ( لبه شمشيرها و ) سختىها را به نفع من كند كردى ، و پس از آن همه توانايى و يارانى كه عَديدِهِ وَحْدَهُ ، وَأَعْلَيْتَ كَعْبي عَلَيْهِ ، وَرَدَدْتَهُ حَسيراً لَمْ تَشْفِ دشمنم گرد آورده بود او را تنها گردانيدى ، و در نهايت نيز مرا بر او برترى دادى و سلاحم را بر او توان بخشيدى ، تا آن كه با اندوه و حسرت او را غَليلَهُ ، وَلَمْ تُبَرِّدْ حَزازاتِ غَيْظِهِ ، وَقَدْ غَضَّ عَلَيَّ شَواهُ ، وَابَ برگرداندى به گونه‌اى كه كينهء درونىاش بر طرف نشد و خشم افروخته‌اش نسبت به من سرد نگرديد ؛ با اين كه بر من چنگ مُوَلِّياً قَدْ أَخْلَفْتَ سَراياهُ ، وَأَخْلَفْتَ امالَهُ . أَللَّهُمَّ وَكَمْ مِنْ باغٍ انداخته بود ، ولى در حالى كه تو خواب و خيال‌هايش را بر باد دادى ، بازگشت . بار الها ؛ چه دشمنان و ستمگرانى بَغى عَلَيَّ بِمَكآئِدِهِ ، وَنَصَبَ لي شَرَكَ مَصآئِدِهِ ، وَضَبَأَ إِلَيَّ كه با نيرنگ‌هاى خود بر من جفا كرده ، و دام‌هاى خود را برايم گسترده ، همانند درنده‌اى كه براى طعمه و شكار خود كمين مىكند ضُبُوءَ السَّبُعِ لِطَريدَتِهِ ، وَانْتَهَزَ فُرْصَتَهُ ، وَاللِّحاقَ لِفَريسَتِهِ ، براى من كمين كرده و فرصت به دست آورده را استفاده كرده و به تندى و شتاب بر شكار خود مىجهد ، وَهُوَ مُظْهِرٌ بَشاشَةَ الْمَلَقِ ، وَيَبْسُطُ إِلَيَّ وَجْهاً طَلِقاً . فَلَمَّا رَأَيْتَ در حالى كه خوشروئى منافقانه از خودش آشكار مىكند و با چهره‌اى باز نه درهم كشيده برخورد مىكند ؛ ليكن ، اى يا إِلهي دَغَلَ سَريرَتِهِ ، وَقُبْحَ طَوِيَّتِهِ ، أَنْكَسْتَهُ لِامِّ رَأْسِهِ في خداى من ؛ وقتى ديدى چه نيرنگى برايم در سينه دارد ، و چه نيّت زشتى در سر دارد ، او را در دام خودش زُبْيَتِهِ ، وَأَرْكَسْتَهُ في مَهوى حَفيرَتِهِ ، وَأَنْكَصْتَهُ عَلى عَقِبَيْهِ ، سرنگون ساختى ، و او را در گودالى كه براى من كنده بود افكندى و وادار به عقب‌نشينى كردى ، وَرَمَيْتَهُ بِحَجَرِهِ ، وَنَكَأْتَهُ بِمِشْقَصِهِ ، وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ ، وَرَدَدْتَ و با سنگى كه داشت بر خودش زدى ، و با تير خودش او را مجروح كردى ، و با زه‌كمانش او را خفه ساختى ، و كَيْدَهُ في نَحْرِهِ ، وَرَبَقْتَهُ بِنَدامَتِهِ فَاسْتَخْذَلَ وَتَضاءَلَ بَعْدَ نِخْوَتِهِ ، نيرنگش را به حلقوم خودش برگرداندى ، و آن متكبّر را به پشيمانى تمام گريبان‌گير نمودى و پس از آن همه ادّعاى چيرگى و غرور و تكبّر او را وَبَخَعَ وَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ ، ذَليلًا مَأْسُوراً في حَبآئِلِهِ الَّتي كانَ سرافكنده نمودى ، و بعد از سركشى ذليل و مغلوب كردى ، در حالى كه با ذلّت و خوارى در دام‌هايى كه مىخواست