وَحُسْنِ كِفايَتِكَ ، فَهَبْ لِيَ اللَّهُمَّ يا إِلهي ما أَصِلُ بِهِ إِلى
و نگهدارى و حفاظت تو از او نيز به نيكى انجام شده است ؛ پس ، اى خداى من ؛ اى معبود من ؛ به من ببخش آنچه را كه به سبب آن
رَحْمَتِكَ ، وَأَتَّخِذُهُ سُلَّماً أَعْرُجُ فيهِ إِلى مَرْضاتِكَ ، وَامَنُ بِهِ مِنْ
به رحمت تو برسم ، و آن را نردبانى براى بالا آمدن به سوى كارهاى خشنودكننده و رضاى تو قرار دهم و بدان وسيله از
عِقابِكَ ، فَإِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْكُمُ ما تُريدُ ، وَأَنْتَ عَلى كُلِّ
كيفر تو در امان بمانم . به راستى ، تو هر چه بخواهى انجام داده ، به هر كارى بخواهى دستور مىدهى و تو بر هر
شَيْءٍ قَديرٌ . أَللَّهُمَّ حَمْدي لَكَ مُتَواصِلٌ ، وَثَنآئي عَلَيْكَ دآئِمٌ ،
كارى توانايى . خدايا ؛ سپاس من پى در پى به درگاه تو و اصل ، و ثنا و ستايشم به طور دايم نثار آستان تو ،
مِنَ الدَّهْرِ إِلَى الدَّهْرِ بِأَلْوانِ التَّسْبيحِ ، وَفُنُونِ التَّقْديسِ ، خالِصاً
از روزگارى تا روزگار ديگر است ؛ و اين تسبيحاتم به شكلهاى گوناگون بوده ، و تقديس تو را از راههاى مختلف به جاى مىآورم ؛ خالصانه
لِذِكْرِكَ ، وَمَرْضِيّاً لَكَ بِناصِعِ التَّوْحيدِ ، وَمَحْضِ التَحْميدِ ، وَطُولِ
به ياد توام ، و با يگانهدانستنت و سپاس بىشائبهات و به وسيلهء دروغگو شمردن هميشگى و پيوستهء آنهايى كه
التَّعْديدِ في إِكْذابِ أَهْلِ التَّنْديدِ . لَمْ تُعَنْ في شَيْءٍ مِنْ قُدْرَتِكَ ،
براى تو مثل و مانند و همتا قائلند ؛ سعى دارم مورد رضايت و خشنوديت قرار گيرم . در قدرتمنديت كسى به تو يارى نمىرساند ،
وَلَمْ تُشارَكْ في إِلهِيَّتِكَ ، وَلَمْ تُعايَنْ إِذْ حَبَسْتَ الْأَشْيآءَ عَلَى
و در خداييت كسى با تو شريك نيست ، و هنگامى كه اشياء را بر غريزههاى گوناگون پوشش دادى و نگهدارى كردى
الْغَرآئِزِ الْمُخْتَلِفاتِ ، وَفَطَرْتَ الْخَلائِقَ عَلى صُنُوفِ الْهَيَئاتِ ، وَلا
كسى تو را معاينه و مشاهده نمىكرد ، و آن گاه كه هر مخلوقى را در صنف و هيئت ويژهاى خلق كردى كسى تو را نمىديد .
خَرَقَتِ الْأَوْهامُ حُجُبَ الْغُيُوبِ إِلَيْكَ ، فَاعْتَقَدَتْ مِنْكَ مَحْدُوداً
( عقل و ) وهم و قواى باطنيّهء هيچ كس ، ياراى دريدن پردههاى پنهانى به سوى تو را ندارد ، تا در نتيجه تو را در
في عَظَمَتِكَ ، وَلا كَيْفِيَّةً في أَزَلِيَّتِكَ ، وَلا مُمْكِناً في قِدَمِكَ ،
عظمتت محدود باور دارد ، و نمىتواند براى ازليّت تو كيفيّتى و براى قديميّت تو امكانى فرض كند .
وَلايَبْلُغُكَ بُعْدُ الْهِمَمِ ، وَلايَنالُكَ غَوْصُ الْفِطَنِ ، وَلايَنْتَهي إِلَيْكَ
هر چه همّت كسى عالى باشد به كُنه حقيقت تو نمىرسد ، و ژرفانديشى و زيركى هيچ كسى به تو دست نمىيازد ، و
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 489
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٨٩