بُلُوغُ الْآمالِ ، وَخَيْرُ الْمَبادي ، وَخَواتيمُ الْأَعْمالِ ، وَالْأَمْنُ مِنَ
را نصيب من فرمايد ؛ به گونهاى كه به آرزوهايم برسم و آغاز و پايان كارها نيز به نيكى باشد ؛ و در هر حال از
الْمَخاوِفِ كُلِّها في كُلِّ حالٍ ، إِنَّهُ جَلَّ ثَنآؤُهُ لِما يَشآءُ فَعَّالٌ ، وَهُوَ
تمام ترسناكها در امان باشم . اعتقادم بر اين است كه خداوند - كه ستايشش شكوهمند باد - هر چه بخواهد به طور كامل انجام مىدهد ؛
حَسْبي وَنِعْمَ الْوَكيلُ فِي الْمَبْدَءِ وَالْمالِ .
و كفايتگر من و وكيل نيكوى من نيز در دنيا و آخرت ، تنها خداست .
پس از آماده شدن نامه ، به طرف جوى آب يا بركه ( يا چاه ) مىروى و يكى از چهار نايب خاصّ حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه يعنى : جناب عثمان بن سعيد ، پسرش محمّد بن عثمان ، حسين بن روح نوبختى ، و علىّ بن محمد سمرى قدس سرهم ( كه راههاى دستيابى و واسطهء ما به آن حضرت هستند ) را انتخاب مىكنى و با اين عبارات او را صدا زده و مىگويى :
يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ ، سَلامٌ عَلَيْكَ ، أَشْهَدُ أَنَّ وَفاتَكَ في سَبيلِ اللَّهِ ،
اى ( فلان فرزند فلان ) ؛ سلام و درود بر تو . گواهى مىدهم كه درگذشت تو در راه خدا بوده ،
وَأَنَّكَ حَيٌّ عِنْدَ اللَّهِ مَرْزُوقٌ ، وَقَدْ خاطَبْتُكَ في حَياتِكَ الَّتي
و اينك تو نزد خداوند زنده هستى و روزى خاصّ او را دريافت مىكنى . و بدينسان ، من در حياتى كه
لَكَ عِنْدَ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ وَهذِهِ رُقْعَتي وَحاجَتي إِلى مَوْلانا عَلَيْهِ
نزد خدا دارى تو را مخاطب قرار مىدهم ، و اين نامه و عريضه و درخواستِ حاجت من به سرورمان حضرت مهدى عليه
السَّلامُ ، فَسَلِّمْها إِلَيْهِ ، فَأَنْتَ الثِّقَةُ الْأَمينُ .
السلام است ، پس آن را به حضرتش تسليم كن . به راستى كه تو مورد اطمينان و امانتدار هستى .
آن گاه نامه را در جوى آب يا درون چاه يا بركه بينداز كه به خواست خداوند ، خواستهات برآورده خواهد شد . « 1 »
ناگفته نماند : علّامهء مجلسى رحمه الله پس از اين عبارت افزوده است :
هامش
( 1 ) . المصباح : 531 ، البلد الأمين : 227 ، منهاج العارفين : 448 .