كنارهگيرى از مقام خلافت و حكومت الهى نيست . آن حضرت ، از لوازم و آداب رياست الهىاش دست برنداشته است ، و نيروى الهى و ربّانى كه در اختيار دارد به ناتوانى نگراييده است .
هر گاه بخواهد مشكلى را حل كند و گرهى را بگشايد ، راه حلّ آن را در قلبها مىافكند به گونهاى كه چشمى نديده و گوشى نشنيده باشد . گاهى دل را به سوى كتاب يا عالمى كه دواى درد شخص در آن كتاب يا نزد آن عالم است مايل مىكند ؛ و گاهى آن حضرت دعايى را به او تعليم مىنمايد و يا در خواب دواى دردش را بيان مىفرمايد .
و آنچه ديده شده و شنيده شده است كه بيچارگان و مضطرّان و نيازمندان با حالت عجز و ناتوانى و زارى و تضرع ، به آن حضرت شكايت مىكنند و درخواست دفع گرفتارى مىنمايند ؛ ولى اثرى از پاسخ و بر طرف شدن بلا مشاهده نمىكنند ! دليلش اين است كه گاهى مانعى براى دعا و نيز پذيرش دعا هست كه بيشتر اين موانع به شخص درخواست كننده مربوط مىشود ؛ از طرفى امكان دارد شخص اشتباه كرده باشد و خود را مضطرّ گمان كرده در حالى كه اين گونه نباشد ، و گاهى شخص خود را تباهشده و سرگردان مىبيند ، در حالى كه راه روشن در پيش رويش مىباشد و برايش مشخص است .
همانند كسى كه مىگويد كه من حكم خدا را در فلان مورد نمىدانم در حالى كه امام ارواحنا فداه از پيش فرموده است كه نزد عالمان به آن احكام برود . نظير آنچه در توقيع و نامهاى كه در پاسخ پرسشهاى اسحاق بن يعقوب مرقوم فرمودند آمده است :
در حادثههايى كه پيش مىآيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ؛ زيرا آنان حجّت من بر شما هستند ، و من نيز حجّت الهى مىباشم .
بدين سان ، روشن است كه كسى كه احكام را نمىداند ، تا زمانى كه دسترسى به عالم ربّانى دارد - حتى اگر لازم باشد مسافرت كند يا به كتاب آن عالم مراجعه كند - ديگر مضطرّ به حساب نمىآيد .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٥٧