همچنين ، تا زمانى كه دانشمند دينى مىتواند با استفاده از منابع و مصادر احكام يعنى قرآن و سنّت و اجماع به حلّ اشكالات و دفع شبههها و نيز بر طرف شدن حيرت خود در مسايل دينى اقدام كند ؛ ديگر مضطرّ و وامانده و ناتوان به حساب نمىآيد .
مطلب ديگر آنكه كسانى كه از حدود و دستورات الهى تجاوز كرده و در چگونه زيستن خود و استفاده از وسايل مختلف در زندگى زيادهروى كردهاند ، و به مقدارى كه در شرع مقدّس اسلام نيكو دانسته است اكتفا و قناعت نكردهاند ؛ اين افراد نيز وامانده به حساب نمىآيند ؛ چرا كه چيزهايى كه درخواست كردهاند از چيزهايى نيست كه پايهء زندگانى بر آن استوار است و چنين چيزهايى اضطرارى نيست . گاهى نيز شخص خود را مضطرّ و وامانده فرض مىكند ؛ در حالى كه پس از دقت راستين برايش آشكار مىشود كه مضطرّ نيست ، و اگر هم اضطرارى در كار است يك چيزى است كه مصلحت او يا مصلحت عمومى در آن است كه دعايش اجابت نمىشود . از سويى ، به تمام مضطرّان و واماندگان نيز وعده رهايى داده نشده است .
درست است كه جز خدا و جانشينان او ، بيچارگان را پاسخ نمىدهند و رهايى نمىبخشند ، ولى اين دليل نمىشود كه تمام واماندگان را نجات دهند .
در زمان حضور و ظهور امامان عليهم السلام ، در شهرهاى مدينه ، مكّه و كوفه و ديگر شهرها شيعيان و محبّان بسيارى بودند كه گرفتار و وامانده و ناتوان بودند ، و بسيارى از ايشان درخواست رفع مشكلات را داشتند ولى اجابت نمىشدند . لذا ، آن گونه نيست كه هر ناتوانى در هر زمانى ، هر چيزى را كه مىخواهد با اجابت دعايش بتواند به دست آورد و واماندگيش را بر طرف سازد .
زيرا ، در اين صورت اختلال و بىنظمى در نظام هستى به وجود مىآيد ، و از سويى نيز پاداش و ثوابهاى ارزشمند و با عظمتى كه براى تحمّل مصيبتها و بلاها در نظر گرفته شده است ، از بين مىرود . به راستى كه مصيبت ديدگان و بلا زدگان اين دنيا ، وقتى در جهان آخرت به پاداشهاى بزرگ و ثوابهايى كه در ازاى تحمّل مشكلات به آنها عطا مىشود ، نظاره مىكنند ، آرزو مىكنند و مىگويند : اى كاش ؛ در
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 458
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٥٨