دَعاكَ بِهِ أَيُّوبُ ، لَمَّا حَلَّ بِهِ الْبَلاءُ بَعْدَ الصِّحَّةِ ، وَنَزَلَ السَّقَمُ مِنْهُ
آن اسم ، ايّوب تو را خواند ، هنگامى كه بلا بعد از صحّت به او رسيد ، و بيمارى
مَنْزِلَ الْعافِيَةِ ، وَالضّيقُ بَعْدَ السَّعَةِ وَالْقُدْرَةِ ، فَكَشَفْتَ ضُرَّهُ ،
جاى عافيت او نشست و تنگى و شدّت بعد از فراخى و توانايى بر او روى آورد ؛ پس گرفتاريش را بر طرف كردى ،
وَرَدَدْتَ عَلَيْهِ أَهْلَهُ ، وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ ، حينَ ناداكَ ، داعِياً لَكَ ،
و خانوادهاش و مثل ايشان را كه با ايشان بودند به او باز گرداندى ، هنگامى كه تو را ندا داد ، در حالى كه دعاكنندهء براى تو و
راغِباً إِلَيْكَ ، راجِياً لِفَضْلِكَ ، شاكِياً إِلَيْكَ رَبِّ « إِنّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ
روىآورنده به سوى تو ، و اميدوار به بخشش تو ، و شكوهكننده به سوى تو بود ( و گفت : ) اى پروردگار من ؛ « همانا بيچارگى بر من
وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ » « 1 » ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعآءَهُ ، وَكَشَفْتَ ضُرَّهُ ،
رسيده و تو مهربانترين مهربانانى » ؛ پس ، دعايش را اجابت كردى و بيچارگى او را بر طرف نمودى
وَكُنْتَ مِنْهُ قَريباً يا قَريبُ . أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ،
و تو به او نزديك بودى ، اى نزديك . ( مىخواهم ) كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى ،
وَأَنْ تَكْشِفَ ضُرّي ، وَتُعافِيَني في نَفْسي وَأَهْلي وَمالي وَوَلَدي
و بيچارگى مرا بر طرف كنى ، و در جان و خانواده و مال و فرزند
وَإِخْواني فيكَ ، عافِيَةً باقِيَةً شافِيَةً كافِيَةً ، وافِرَةً هادِيَةً نامِيَةً ،
و برادران دينىام عافيت دهى ، عافيت پايدار ، شفابخش ، كفايتگر ، فراوان و فراگير ، هدايتگر ، رشد دهنده ،
مُسْتَغْنِيَةً عَنِ الْأَطِبَّآءِ وَالْأَدْوِيَةِ ، وَتَجْعَلَها شِعاري وَدِثاري ،
بىنياز كننده از پزشكان و دواها ؛ و آن را لباس زير و رويم قرار دهى ( كنايه از اينكه همواره با من همراه باشد ) ،
وَتُمَتِّعَني بِسَمْعي وَبَصَري ، وَتَجْعَلَهُمَا الْوارِثَيْنِ مِنّي ، إِنَّكَ عَلى
و مرا به چشم و گوشم بهرهمند سازى ، و آن دو را وارثان من قرار دهى ؛ كه همانا تو بر
كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ . إِلهي وَأَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي دَعاكَ بِهِ يُونُسُ
هر چيزى توانايى . خداى من ؛ از تو مىخواهم به آن اسمت كه به واسطهء آن اسم ، يونس
بْنُ مَتَّى في بَطْنِ الْحُوتِ حينَ ناداكَ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ « أَنْ لا
پسر متّى در شكم ماهى تو را خواند ، هنگامى كه تو را در تاريكىهاى سهگانه خواند ( و گفت : ) « هيچ
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 83 .