تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ
بايستيد به جاى خود ، شما و شريكان شما ؛ تفسير : كسانى را كه شريك خدا مى پنداشتيد ، و كسانى را كه پسر و دختر خدا مى گفتيد ، مانند مسيح عليه السلام - كه نزد نصارى « ابن اللّه » بلكه عين اللّه بود ! و يا ملائكة اللّه ؛ يا احبار و رهبان كه هريك را به يك حيثيّتى به مرتبهء خدائى مى شناختند ؛ و يا تمام اصنام و اوثان كه مشركين مكّه اختيارات الوهيّت را به زعم خود بر آنها تقسيم كرده بودند ؛ همه را حكم مىشود كه حسب مراتب در جاى هاى خويش بايستند .
فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ ( 28 ) فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ
( 29 ) پس جدا كنيم ميان ايشان ؛ و گويند شريكان ايشان : نبوديد شما كه ما را پرستيده باشيد . پس بس است خدا گواه ميان ما و ميان شما ؛ هر آئينه بوديم ما از پرستش شما بى خبران . تفسير : آنگاه ، شگفت اضطراب و « نفسى ، نفسى « 1 » » باشد ؛ عابدين و معبودين از هم جدا شوند ؛ و روابطى كه در دنيا بر اوهام و پندار خود رشته بودند ، يكباره گسسته گردد . در آن وقت هول انگيز كه مشركين از معبودان موهوم خود اميدها دارند ، معبودانشان واضح جواب دهند و گويند : ميان ما و شما چه علايق است ؟ ! شما به دروغ به ما عبادت مى كرديد ؛ و چيزى را مى پرستيديد كه خود به آن صفات الوهيّت تراشيده بوديد ؛ و در حقيقت اين صفات در آنها
هامش
( 1 ) . وانفسا ! خودم ، خودم !