قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
( 66 )
گفت او را موسى : آيا پيروى تو كنم به شرط آنكه بياموزانى مرا از آنچه آموخته شده اى از راهيابى ؟
تفسير : اگر اجازه باشد ، چند روز در صحبت شما بوده ، قسمتى از آن علم مخصوص حاصل نمايم .
قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ( 67 ) وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً
( 68 )
گفت : ( هر آئينه ) تو هرگز نتوانى با من شكيبائى كردن .
و چگونه شكيبائى كنى بر چيزى كه دانش آن در اختيار تو نيست ؟ !
تفسير : حضرت خضر ( ع ) از اوضاع موسى ( ع ) فهميد كه با من مصاحبه « 1 » را ادامه داده نمى تواند « 2 » ؛ زيرا ، خضر ( ع ) مأمور بود كه به علم جزئى واقعات كونيّه كه آگاهى دارد ، مطابق آن عمل كند ؛ و موسى ( ع ) داناى علومى بود كه به قوانين تشريعى و كليات تعلّق داشت . بنابرآن « 3 » ، خضر ( ع ) به سبب اطّلاع به جزئيّات و عوارض مخصوصه ، ظاهرا چنان عمل خواهد كرد كه خلاف ضوابط عامّه است ؛ و حضرت موسى ( ع ) نظر به معلومات خود ، يقينا به اين كار اعتراض خواهد كرد ، و صبر نخواهد توانست ، و عاقبت الامر كار به مفارقت خواهد كشيد .
هامش
( 1 ) . مصاحبت
( 2 ) . نمى تواند ادامه بدهد ؛
( 3 ) . بنابراين ،