قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً
( 69 )
گفت : خواهى يافت مرا اگر خواهد خدا صبركننده ؛ و نافرمانى نكنم ترا در هيچ امر !
تفسير : موسى ( ع ) در حين وعده دادن - غالبا « 1 » - تصوّر كرده نمى توانست « 2 » كه از نزد همچو بندهء مقرّب و مقبول ، چنين حركتى به مشاهده مى رسد ، كه نه تنها علنا خلاف شريعت خود او ، بلكه مخالف شرايع و اخلاق عامّه نيز باشد ! خوب شد كه « انشاء اللّه » گفته بود ؛ ورنه ، خلافورزى يك وعدهء قطعى هرگز شايان شأن پيغمبر اولو العزم نبود .
قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً
( 70 )
گفت : اگر رفاقت ( پيروى ) من مى كنى ، پس سؤال مكن از من از هيچچيز ؛ تا آنكه خود آغاز كنم براى تو از آن ذكرى !
تفسير : اگر چيزى ظاهرا خلاف به نظر آيد ، فورا از من مپرس ؛ تا خودم آن را بيان نكنم !
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها
پس هردو رفتند ؛ تا وقتى كه سوار شدند در كشتى ، پاره كرد آن را ؛
هامش
( 1 ) . ظاهرا
( 2 ) . نمى توانست تصوّر بكند