قطعه وسيع مراد شده مى توانست « 1 » ؛ لذا ، براى تعيين اين علامت را مقرّر نمود . موسى ( ع ) مطابق اين هدايت سفر كرد ، و خادم خاص خود حضرت يوشع ( ع ) را همراه گرفت ، و به يوشع تأكيد نمود كه مراقب ماهى باش ؛ من سفر خود را ادامه مى دهم ، تا به منزل مقصود برسم ؛ و اگر سال ها ( بل قرن ها هم ) بگذرد ، بدون حصول « 2 » مقصود برنمى گردم .
تنبيه : مراد از جوان ، حضرت يوشع ( ع ) است كه ابتدائا خادم خاص موسى ( ع ) بود ؛ سپس در حين حيات او پيغمبر ، و بعد ازو خليفه شد .
فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً
( 61 )
پس چون رسيدند به محل جمع شدن دو دريا ؛ فراموش كردند ماهى خود را ، پس فراگرفت ماهى راه خود را در دريا نقب زده .
تفسير : چون در آنجا رسيدند ، حضرت موسى ( ع ) قريب يك سنگ كلان كه زير آن چشمهء آب حيات جريان داشت ، به خواب رفت . يوشع ( ع ) ديد كه به حكم خدا ( ج ) ماهى بريان زنده شده از توشه دان برآمد ، و به طريق عجيب و غريب در دريا نقب زده رفت ؛ به قدرت خداى تعالى در مدخل آن در آب يك طاق گشاده باقى ماند ! يوشع اين واقعه را ديده متحيّر گرديد ، و در فكر آن بود كه چون موسى ( ع ) بيدار شود ، به او حكايت كند . موسى ( ع ) بيدار شد و بلافاصله هردو پيش رفتند . آيا يوشع ( ع ) در چه خيال بود كه اين امر را فراموش كرد ؟ در روايات است كه موسى ( ع ) هنگاميكه به يوشع ( ع ) تأكيد كرده بود كه مراقب ماهى باشد ؛ از زبانش برآمده بود كه : اين كار هيچ مشكل نيست ! بنابرآن ، تنبيه كرده شد كه در كوچك ترين كار هم نبايد آدم بر نفس خود اعتماد كند .
فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا
پس چون گذشتند ، گفت موسى جوان خود را : بيار براى ما طعام ( چاشت ) ما را !
هامش
( 1 ) . مى توانست مراد بشود ، باشد ؛
( 2 ) . تحصيل ، به دست آوردن