تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ( 4 ) هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً
و عذاب درددهنده ، به سبب آنكه كافر بودند . او آنست كه گردانيد آفتاب را درخشنده و مهتاب را روشن ؛ تفسير : نزد بعضى « نور » نسبت به « ضياء » عام تر است ، زيرا « ضياء » آن نور را گويند كه تيزتر و درخشانتر باشد ؛ و بعضى گفته اند كه « ضياء » روشنى ذاتى است ، و « نور » فروغى كه از ديگرى مستفاد شود ؛ چنان كه در عالم اسباب ، به عقيدهء علماى هيئت ، روشنى آفتاب كه از كرهء ديگر حاصل نشده ضياء باشد ، و روشنى ماه كه مستفاد از آفتاب است نور باشد ؛ و بعضى محقّقين در بين هردو « 1 » چنين فرق گذاشته اند كه « نور » مطلق روشنى را و « ضياء » و « ضوء » انتشار آن را نامند . چون انتشار روشنى آفتاب زيادتر است لهذا روشنائى آن به ضياء تعبيرشده « و اللّه اعلم بمراده .
وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ
و معيّن كرد براى ماه منزل ها را ؛ تفسير : ماه هرروز به تدريج كم و زياد مىشود :
« وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
( يس ، ركوع 3 ) . علماى هيئت منازل سير قمر را بيست و هشت گفته اند كه به دوازده برج منقسم است . در قرآن مصطلحات مخصوص آنها مراد نيست ؛ مطلق مدارج سير و مسافت قمر مقصود است .
لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ
تا بدانيد شمار سال ها و حساب را ؛ تفسير : شمار سال ها و حساب خردخرد ماه ها و روزها را به گردش مهر و ماه متعلّق
هامش
( 1 ) . آن دو
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 45 | محمود حسن ديوبندى