شد كه مخلوقات در آفرينش خويش مراحل تدريجى را بپيمايد . شايد مقصود تعليم بندگان باشد ؛ يعنى اگرچه در انجام فورى كارى توانا باشند ، بهتر آنست كه آن كار را بعد از تفكّر و دقّت به تأنّى و متانت بكنند ، از آفرينش تدريجى ، اين نكته نيز در ذهن مبادرت مىكند كه او تعالى فاعل بالاضطرار نيست ؛ بلكه وجود هرچيز بكلّى به مشيت و اختيار اوست ؛ هر وقتى كه بخواهد و هر طورى كه بخواهد پيدا مىتواند . « 4 »
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
باز ، مستولى شد بر عرش ؛
تفسير : در شروع ركوع هفتم سورهء اعراف نظير اين آيت مذكور است ؛ فائدهء آن را بايد ملاحظه نمود .
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
تدبير مىكند كار را ؛
تفسير : تدبير و انتظام تمام كارهاى مخلوق در دست قدرت اوست .
ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
نيست هيچ شفاعت كننده مگر پس از اجازهء وى ؛
تفسير : چه جائى كه در الوهيّت شريك باشند ، درحالى كه بدون اجازهء خداوندى كس نتواند به شفاعت كسى لب باز كند .
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا
اين است خدا پروردگار شما ، پس بپرستيد او را ؛ آيا
هامش
( 4 ) . مىتواند پديد آورد .