أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ
كه فرستاديمش از آسمان ، پس درهم پيچيد به سبب وى سبزهء زمين ؛ پس شد آخر كار درهم شكسته كه مى پرانيدش بادها ؛
تفسير : بهار عارضى دنيا ، و رونق و بهجت فانى و سريع الزوال آن ، مانند زمين خشك و مرده اى است كه چون بر آن باران ببارد ، فورا زنده گرديده ، درختان غلّه و نباتات مختلطهء مختلفه در آن سبز گردد ؛ زراعات سبز و خرّم در نظرها مقبول معلوم شود « 1 » ؛ و چون چند روز بر آن بگذرد ، همه زرد گردد ، و به خشكيدن آغاز نمايد ؛ بالآخر « 2 » ، وقت درو آن فرارسد ؛ سپس آن را كوبند ، و به باد كردن آغاز نهند « 3 » . اين حال ، نمونهء رونق و زينت دلربا و ابله فريب دنياست ؛ كه براى چند روز خوب سبز و خرّم به نظر مى آيد ؛ عاقبت بكلّى ميده شده ، به باد خواهد رفت ؛ و در اثر قطع شدن آن ، تماما به صحراى خشك تبديل مىشود ؛ چنان كه در آتى در
« وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً »
اشاره كرده است .
هرچه دارد جهان بى بنياد * مشت خاكى است در قلمرو باد
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
( 45 )
و هست خدا بر همه چيز توانا .
تفسير : هرگاه بخواهد باز زنده كند ( موضح القرآن ) ؛ و يا اينكه رويانيدن و ميده كردن و به باد دادن آن به قدرت اوست .
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ
مال و فرزندان آرايش زندگانى دنياست ؛ و باقيات
هامش
( 1 ) . در انظار مقبول افتد و مطلوب آيد ؛
( 2 ) . بالاخره ،
( 3 ) . به باد دادن آغاز كنند .