اين گونه توجيه كرده است ، ليكن هيچ نقل بر آن ارائه نكرده ؛ بلكه محض « 1 » از ظن و تخمين كار گرفته است .
ابن اسحاق و غيره در كلمات منقولهء اين بزرگان حالت بيدارى را در هيچجايى تصريح ننموده اند .
به هرحال ، قرآن كريم به اهتمام تمام ، و به « 2 » عنوان ممتاز و درخشانى واقعهء « اسراء » را ذكر فرموده است ؛ و مخالفين در مقابل با جدّيّت تمام ازين واقعه « 3 » انكار كردند ؛ و در مقام تكذيب و معارضه برآمدند ؛ به حدّى كه قدم هاى بعض موافقين هم درين راه لغزيد . اين همه واقعات ، دليل بر آن است كه واقعهء معراج تنها عبارت از يك سير روحانى و يا خواب عجيب و غريب نبوده است . دعاوى آن حضرت ( ص ) كه در طريق سير و اكشافات روحانى از ابتداى بعثت بوده است ، دعوى اسراء نسبت به آنها چيز تعجّب آور و حيرت انگيزتر نبوده كه به طور خصوصى آن را مورد تكذيب و ترديد « 4 » و تمسخر خود قرار مى دادند ، و مردم را دعوت مى كردند كه : بيائيد امروز يك سخن عجيب مدّعى نبوت را بشنويد ! برعلاوه ، براى آن حضرت ( ص ) ضرورتى نبود كه خاص « 5 » با اظهار اين واقعه آن قدر متفكّر و مشوّش مى شد ؛ چنان كه در بعضى روايات صحيحه مذكور شده ! و نيز ، در بعضى احاديث كلمات واضح آمده : « ثم اصبحت بمكة » و يا « ثم اتيت مكة » ( يعنى ، سپس وقت صبح به مكّه رسيدم ) . اگر معراج ، محض « 6 » يك كيفيّت روحانى مى بود ؛ آن حضرت ( ص ) از مكّه كجا غايب مى شد ؟ و به وفق روايت شدّاد بن اوس و غيره ، اين استفسار بعض صحابه « 7 » چه معنى دارد كه به وقت شب در قيام گاه پيغمبر ( ص ) جستجو كرديم : آن حضرت كجا تشريف برده بود ؟ !
به فكر ما ،
« أَسْرى بِعَبْدِهِ »
را به اين معنى گرفتن كه « خدا بندهء خود را در خواب ، و يا ، در عالم روحانى ، از مكّه به بيت المقدّس برد » ، مشابه آن است كه شخصى
« فَأَسْرِ بِعِبادِي »
را به اين معنى بگيرد كه « اى موسى ! بندگان مرا ( بنى اسرائيل ) را در خواب و يا محض در عالم روحانى از مصر بكشيد « 8 » » ؛ و يا ، در سورهء كهف كه حضرت موسى ( ع ) براى ملاقات حضرت خضر ( ع ) رفت ، و به همراه او سفر كرد كه براى آن در چندين جا كلمهء « فانطلقا » آمده است ، مطلب « 9 » آن چنين گرفته شود كه اين همه حركت محض در خواب و يا سير روحانى به وقوع پيوسته است !
باقى « 10 » راجع به كلمهء « رؤيا » كه در قرآن حكيم آمده ، ابن عبّاس ( رض ) فرموده است : « رؤيا عين اريها رسول اللّه ( ص ) » . مفسّرين از كلام عرب شواهد آورده اند كه كلمهء « رؤيا » گاه گاهى به معنى مطلق
هامش
( 1 ) . فقط
( 2 ) . با
( 3 ) . اين واقعه را
( 4 ) . ردّ
( 5 ) . تنها
( 6 ) . فقط
( 7 ) . بعضى از صحابه
( 8 ) . منتقل كنيد ؛
( 9 ) . مقصود
( 10 ) . باقى مى ماند اينكه