تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
همين راه روان شويد . از « 1 »
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ
- الآية » به پيغمبر ( ع ) امر و هدايت مى فرمايد كه مردمان را به كدام طريق خوب راهنمائى نمايد ؛ چنان كه سه طريق را نشان داده است : 1 ) حكمت ؛ 2 ) موعظه حسنه ؛ 3 ) جدال بالّتى هى احسن . از « حكمت » مراد اين است كه دلايل روشن و براهين محكم و حكيمانه آورده شود ، تا طبقه اى كه فهم و ادراك و ذوق علمى دارند ، سر تسليم خود را خم كنند ، و فلسفه هاى خيالى دنيا را در مقابل آن ترك كنند ، و هيچ نوع ترقيّات علمى و دماغى اشخاص يك جزء كوچك حقايق وحى الهى ( ج ) را تبديل نتواند . « موعظهء حسنه » عبارت است از نصائح مؤثّر و رقّت آور كه با حقيقت نرم خوئى و دلسوزى مملوّ باشد ؛ نصيحتى كه از روى همدردى ، شفقت و حسن اخلاق با پيرايهء معتدل گفته شود ؛ بسا اوقات ، دل سنگ را هم موم مى گرداند ؛ و دلهاى مرده را زنده مىكند ؛ يك قوم مأيوس و پژمرده را حركت داده ، و به پا ايستاده مىكند ؛ و از شنيدن مضامين ترغيبى و ترهيبى آن به طرف منزل مقصود مى شتابند . بالخصوص ، افرادى كه اخگر طلب حق در سينهء خود دارند ، اگرچه چندان دانشمند و ذكى و فهيم هم نباشند ؛ به ذريعهء « 2 » پند و موعظت مؤثّر ، چنان برق عمل را مى توان در بدن آنها داخل نمود كه به ذريعهء تحقيقات و تبليغات فلسفيانهء « 3 » بلند ممكن نيست . آرى ، از قديم الايام در دنيا جماعتى وجود دارد كه كار آنها دائما اين است كه در هرچيز مداخلت نموده ، و در هر سخنى حجّت ها آورده ، و موشگافى ها و كج‌بحثى ها مى كنند . اين گونه مردم نه سخنان حكمت « 4 » را مى پذيرند و نه موعظهء نصيحت « 5 » را گوش مى كنند ؛ بلكه مى خواهند در هر مسئله ، محفل بحث و مناظره گرم شود . بعض اوقات « 6 » ، اهل فهم و انصاف و طالبين حق را هم شبهات فرامى گيرد ؛ و بدون بحث قناعت آنها حاصل نمى شود ؛ بنابرآن « 7 » ، به آيهء كريمهء
« وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
امر فرمود كه اگر چنين موقع « 8 » پيش آيد ، با بهترين طريقهء اصول تهذيب و شايستگى ، حق شناسى و انصاف را مدّنظر داشته ، بحث كنيد . حريف و مقابل خود را با بهترين اسلوب ملزم گردانيد . درهرحال ، سخنان دل آزار و جگرخراش از زبان مكشيد « 9 » ، تا نزاع واقع نشود ؛ و حصول مقصد به تعويق نيفتد ؛ و بايد مقصود از بحث ، تفهيم و احقاق حق باشد ؛ از خشونت ، بداخلاقى ، و انانيّت ، هيچ نتيجه به دست نمى آيد .
هامش
( 1 ) . با عبارت ( 2 ) . به واسطهء ، از طريق ( 3 ) . فيلسوفانه ، فلسفى ( 4 ) . حكمت آميز ( 5 ) . نصيحت آميز ( 6 ) . بعضى اوقات ، ( 7 ) . بنابراين ، ( 8 ) . فرصتى ، موقعيّتى ( 9 ) . بر زبان مياوريد ، نياوريد ،
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 523 | محمود حسن ديوبندى