بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
( 26 )
بسوى عمارت ايشان از جانب بنيادها ؛ پس ، افتاد بر ايشان سقف از بالاى ايشان ؛ و آمد بديشان عذاب از آنجا كه نمى دانستند .
تفسير : تدابيرى كه به غرض گمراهى مردم و بى اهمّيّت نشان دادن پيغام حق اتّخاذ نموده بودند ، امروز جارى است . پيش ازين ، ساير ملل نيز در قبال انبياء - عليهم السلام - كرده بودند ، و كاخ بزرگ و رفيعى از مكر و تلبيس برافراشته بودند ؛ چون فرمان خدا ( ج ) فرارسيد ، بنيادهاى آن متزلزل شد ؛ به يك تكان عذاب الهى ( ج ) چيزى را كه استوار كرده بودند بر آنها فرود آمد ، و همه در زير خاك توده هاى آن شدند . مطلب « 1 » اين است كه تدابيرشان معكوس شده ، به ضررشان تمام شد ؛ و وسايلى كه براى غلبه و حفاظت خويش داشتند ، سبب فنا و هلاكشان گرديد ؛ بلكه عمارات بعضى به صورت حسى نيز واژگونه « 2 » شد .
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ
باز ، روز قيامت رسوا كند ايشان را ، و گويد : كجااند شريكان من كه بوديد شما خلاف مى كرديد ( با پيغمبر و مؤمنان ) در شأن ايشان ؟ !
تفسير : امروز آن انبازان كه در حمايت آنان با پيغمبران ما هميشه ستيزه مى كرديد ، كجايند كه به نصرت شما نمى آيند ؟ !
« هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ »
( شعراء ، ركوع 5 ) ؛
« فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ »
( طارق ، ركوع 1 ) . اين گفتار براى رسوا كردن آنهاست ؛ يا ، مراد از رسوا كردن در جهنّم درآوردن ، و پردهء
هامش
( 1 ) . مقصود
( 2 ) . باژگونه ، واژگون